ما با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم

جرج آلن : اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته میمانند، میشکنند

irancell_roboto@yahoo.com
خلبان نیروی هوایی که میخواهد با هدایت سریعترین خودروی جهان، نام خود را در کتاب رکوردهای جهان ثبت کند، پروژه بلادهاوند را معرفی میکند
شاید اسمم را شنیده باشید! اندی گرین، خلبان هواپیماهای جت شکاری که میخواهد پشت فرمان اتومبیلی بنشیند که قرار است به سرعت 1000 مایل بر ساعت (1609 کیلومتر بر ساعت) برسد. این اتومبیل که بلادهاوند نام دارد، از یک موتور جت یوروفایتر تایفون بهره میبرد و به زودی به رکورد سرعت روی زمین حمله خواهد کرد.
من خاطرات روزانه خود را از تجربه همکاری با تیم اجرایی این پروژه و تلاشهای آنها برای جلب توجه عامه مردم به علم و فناوری، در وبسایت بیبیسی منتشر میکنم. این دومی کار بزرگی است که به تلاشهایش میارزد. اگر ما میخواهیم در آینده نزدیک در دنیایی با فناوری بالا و کربن پایین زندگی کنیم، باید کسی آن را برای ما بسازد و برای رسیدن به این نقطه، این فکر الان باید به آن یک نفر الهام شود.
هر ماه ما در یک جلسه گروهی دور هم جمع میشویم تا در مورد این صحبت کنیم که بخشهای مختلف پروژه چگونه پیش میروند: حامیان مالی، مهندسی، روابط عمومی، آموزش و غیره. یکی از کمکهای من در این جلسات این بوده که بیابانهای مناسب را برای راندن نهایی بلادهاوند پیدا کنم و به تیم معرفی کنم.
با توجه به آزمایشهای اخیر، ما فهمیدیم که سطح مناسب برای این کار در افریقای جنوبی زیاد یافت میشود، ولی در ایالات متحده شانس زیادی وجود ندارد. من همچنین شروع کردهام که به جزئیات دقیقتری بپردازم، مانند اینکه کجا باید کامیونها را پارک کنیم، گروه باید در کجا زندگی کند، و مواردی از این دست. ما اکنون هر روز به هدف خود نزدیکتر میشویم، و هیجان زده نشدن هر روز سختتر میشود.
در بیشتر بخشها کار مهندسی به خوبی پیش میرود، که با کمکهای چشمگیر حامیان ما ممکن شده که تعداد آنها تاکنون به 140 رسیده است.
اتومبیل ما در طرح فعلی خود از چرخهای نامتقارن استفاده میکند. اما اکنون در حال بازبینی طراحی چرخها هستیم، و قصد تغییر طراحی آنها را به یک طرح متقارن داریم. به احتمال زیاد چرخ متقارن پیشنهادی محکمتر، سبکتر و ارزانتر از طرح فعلی خواهد بود، بخصوص وقتیکه شتاب g بر لبههای چرخ اعمال شود، عملکرد بسیار خوبی خواهد داشت.
در ماه جاری، ما همچنین به توافق رسیدیم که تا حدی بار روی چرخها را پایینتر بیاوریم؛ به طور خلاصه: هیچ گاه نباید از بار استاتیک روی هر چرخ کمتر شود و هیچ گاه هم نباید از نسبت 2:1 توزیع بار بین چرخهای جلو و عقب بیشتر شود. این نتیجه 18 ماه مدلسازی ریاضی و تحقیق بود و در نتیجه، گام بسیار مهمی برای ما محسوب میشود.
این بارگذاریها بر پایداری خودرو تاثیر میگذارد و در نتیجه، من اکنون از اینکه چگونه این اتومبیل هدایت میشود، تصوری دارم و میتوانم با جزئیات بیشتری به این فکر کنم که چگونه باید با آن رانندگی کنم.
مشکل اصلی ما کماکان آیرودینامیک مورد نیاز برای رسیدن به این پایین آوردن بار است. دکتر بن ایوانز از اعضای پروژه بلادهاوند و تیم همکارانش در حال تولید حجم عظیمی از اطلاعات هستند، و خیلی از احتمالات مختلف را در نظر میگیرند. ما نیاز داریم که مطمئن شویم به بهترین ترکیب ممکن از چرخ، تعلیق و بدنه دست یافتهایم.
ما حتی کارهایی از قبیل جابجا کردن جای جت و رکت را هم انجام دادیم. در ابتدا عجیب به نظر میرسید ولی بعد مشخص شد که چه دستاوردهایی دارد. سوال فعلی این است: آیا اگر راکت تا این حد به زمین نزدیک باشد، میتواند سطح زمین را هم بشکافد یا نه؟ ما هنوز در حال تحقیق روی این یکی هستیم: من نمیخواهم در مسیر برگشتم در داخل یک کانال حرکت کنم.
در مورد رانندگی اتومبیلها، من شانس این را داشتم که به تازگی در جام الیز تروپی رانندگی کنم. البته معنیاش این نیست که در دراز مدت دوست دارم راننده اتومبیلهای مسابقه شوم؛ آنها به اندازه کافی برای من سریع نیستند! ولی این کار باعث میشود که شهرت و محبوبیت بیابم و از این طریق هم بتوانم کمی حمایت مالی بیشتر برای پروژه جلب کنم و هم این که مهارتهای خود را در رانندگی اتومبیل افزایش دهم.
خلبان یک جنگنده بودن، زمینه مناسبی را برای آمادگی برای شکستن رکورد روی زمین به من میدهد، ولی این که یک خلبان هواپیمای جنگنده و راننده اتومبیلهای مسابقه هم باشم، خیلی بهتر است.
مانند همیشه کمبود پول حس میشود. به علاوه، اگر شما میخواهید که یک پروژه با فناوری بالا را درست در زمان رکود اقتصادی انجام دهید، مشکل بیشتر میشود. ما به رغم رکود اقتصادی هنوز جلو میرویم و چند گزینه مناسب برای حمایت مالی نیز در برابر ما قرار دارد، پس اوضاع خیلی بد نیست.
عکسالعملهای عمومی به بلادهاوند همچنان خیرهکننده است. ما به تازگی اتومبیل نمایشی خود را جهت رونمایی به فستیوال سرعت گودوود بردهایم. دیدن انبوه افرادی که به غرفه ما میآمدند و از مشاهده آن بهتزده میشدند خیلی جالب بود. در نتیجه، ما اکنون 230 عضو جدید داریم که در کلوب هواداران ما ثبت نام کردهاند و نمیتوانند در برابر فرصت دیدن نمونه اصلی در حین ساخته شدن و آزمایش در انگلستان مقاومت کنند. سوالی که بیشتر از همه پرسیده میشود، این است که کی نمونه اصلی را میسازید؟
ما به زودی جواب این سوال را هم خواهیم یافت، چرا که هماکنون 4 شهر برای میزبانی از ما اعلام آمادگی کردهاند و پیشنهادهای دیگری نیز از شهرهای دیگر در راه است، به زودی خواهیم دانست. این لحظات خیلی هیجانانگیزند. اولین آزمایش راکت در ابعاد واقعی در هفته گذشته انجام شد. هنگامی که آنها راکت هیبریدی را آزمایش کنند، من هم به صحرای موجاوه خواهم رفت تا آن را ببینم.
در حال حاضر رکورد سرعت روی زمین به Trhrust SSC تعلق دارد که در 15 اکتبر 1997 / اواخر مهر 1376 توانست به سرعت 1228 کیلومتر در ساعت دست یابد. در عرض دو سال آینده ما این صفحه از کتاب رکوردها را تغییر خواهیم داد و این بلادهاوند خواهد بود که رکورد را در اختیار خواهد گرفت.
منبع :بیبیسی
ثروتمند ترین افراد جهان در سال 2008
در تازه ترین رده بندی مجله فوربس سال 2008 ثروتمند ترین فرد جهان وارن بافت آمریکایی میباشد و مانند سالهای پیش بیل گیتس دیگر ثروتمند ترین فرد در جهان نمیباشد و در این رده بندی در رتبه سوم میباشد.در این رده بندی کارلوس اسلیم حلو مکزیکی نیز در جایگاه دوم میباشد و پس از آن بیل گیتس در جایگاه سوم میباشد.رتبه چهارم نیز متعلق به لاکشی میتال هندی و رتبه پنجم متعلق به موکشی آمبانی هندی میباشد.
در زیر میتوانید لیست 25 نفر از ثروتمند ترین افراد جهان را ببیند.
رتبه |
نام |
ملیت |
سن |
ثروت |
محل زندگی |
1 |
وارن بافت |
آمریکا |
77 |
62.0 |
آمریکا |
2 |
کارلوس اسلیم حلو |
مکزیک |
68 |
60.0 |
مکزیک |
3 |
بیل گیتس |
آمریکا |
52 |
58.0 |
آمریکا |
4 |
لاکشمی میتال |
هند |
57 |
45.0 |
بریتانیا |
5 |
موکش آمبانی |
هند |
50 |
43.0 |
هند |
6 |
آنیل آمبانی |
هند |
48 |
42.0 |
هند |
7 |
اینگوار کامپراد |
سوئد |
81 |
31.0 |
سویس |
8 |
کی پی سینگ |
هند |
76 |
30.0 |
هند |
9 |
آلگ دریپاسکا |
روسیه |
40 |
28.0 |
روسیه |
10 |
کارل البرت |
آلمان |
88 |
27.0 |
آلمان |
11 |
لی کا شینگ |
هنگ کنگ |
79 |
26.5 |
هنگ کنگ |
12 |
شلدون آدلسون |
آمریکا |
74 |
26.0 |
آمریکا |
13 |
برنارد آرنالت |
فرانسه |
59 |
25.5 |
فرانسه |
14 |
لاورنس الیسون |
آمریکا |
63 |
25.0 |
آمریکا |
15 |
رومن ابراموویچ |
روسیه |
41 |
23.5 |
روسیه |
16 |
تئو آلبرت |
آلمان |
85 |
23.0 |
آلمان |
17 |
لیلین بتنکورت |
فرانسه |
85 |
22.9 |
فرانسه |
18 |
آلکسی مارداشو |
روسیه |
42 |
21.2 |
روسیه |
19 |
ولید بن طلال |
عربستان |
51 |
21.0 |
عربستان |
20 |
میخاییل فرایدمن |
روسیه |
43 |
20.8 |
روسیه |
21 |
ویلادیمیر لیسین |
روسیه |
51 |
20.3 |
روسیه |
22 |
آمانیکو اورتگو |
اسپانیا |
72 |
20.2 |
اسپانیا |
23 |
ریموند،توماس و والتر کوک |
هنگ کنگ |
NA |
19.9 |
هنگ کنگ |
24 |
میخاییل پروخورو |
روسیه |
42 |
19.5 |
روسیه |
25 |
ویلادیر پوتین |
روسیه |
47 |
19.3 |
روسیه |
وارن بافت کیست؟
وارن ادوارد بافِت ( Warren Buffett)٬ که اغلب با لقب باهوش اوماها یا دانشمند اوماها نامیده میشود،یک آمریکایی سرمایه گذار، تاجر و یک انسان خیرخواه و بشردوست میباشد.
او مدیر عامل و بیشترین سهامدار شرکت برکشایر هاتاوی میباشد.
در ماه ژوئن سال 2006 ٬ او 83٪ از دارایی خود را به بنیاد بیل و ملیندا گیتس اهدا کرد. حجم دلاری اهدایی او 30 میلیارد دلار است. اهدای دارایی در این سطح در تاریخ آمریکا بینظیر بودهاست. در آن زمان اعلامشد که این سطح کمک کافی است تا اندازه این بنیاد را به بیش از دو برابر افزایش داد.
با وجود داشتن ثروت زیاد، او به داشتن زندگی و رفتار فروتنانه مشهور است. او کماکان در خانه خود در مرکز داندی در همسایگی اوماها، نبراسکا که در سال 1985 میلادی به ارزش 31,500 دلار خریداری کردهاست زندگی میکند. البته اوخانهای گرانتر در لاگونا بیچ، در ایالت کالیفرنیا دارد که در سال 2004 خریداری کردهاست. ارزش خانه او در اوماها در سال 2008 میلادی 700,000 دلار برآورد شدهاست.
درآمد سالیانه او در سال 2006 میلادی حدود 100,000 دلار بودهاست که در مقایسه با استاندارد درآمد یک شخص با شغل مشابه (مدیر عامل) ناچیز است. در سال 2007 میلادی بافت در بین100 مرد برتر تاثیرگذار در دنیا توسط مجله تایم آوردهشد.
کارلوس اسلیم
در 28 ژانویه سال 1940 میلادی در مکزیکو سیتی به دنیاآمد. او یک تاجر مکزیکی میباشد و بر اساس مجله فورچون و وال استریت ژورنال در اگوست سال ۲۰۰۷ میلادی بهعنوان ثروتمندترین مرد جهان شناخته شدهاست. اسلیم نقش عمدهای در صنایع ارتباطی در مکزیک و آمریکای لاتین دارد. او شرکتهای Teléfonos de México ٬ Telcel و América Móvil را اداره می کند.
پدر او خولیان اسلیم حداد در سال 1902 در حالی که 14 سال داشت جهت در امان ماندن از ارتش امپراتوری عثمانی از روستای جزین در جنوب لبنان به مکزیک مهاجرت کرد. خولیان در سال 1911 میلادی، یک مغازه خشکبار فروشی در مکزیکوسیتی به نام La Estrella del Oriente (لا اِستارلا دِ اُرینته) به معنی “ستاره شرق” گشود و خانه ای را در جنوب این شهر خریداری کرد. وی که در زمان خود تاجر برجستهای بود در آگوست 1926 با لیندا اِلو دختر تاجر لبنانی موفق دیگری ازدواج کرد. این زوج صاحب شش فرزند شدند که پنجمین آنها کارلوس نام گرفت.
اسلیم نام خانوادگی پدر کارلوس ، خولیان میباشد که قبل از آمدن به مکزیک یوسف سلیم حداد نامیده میشدهاست. بعد از ورود به مکزیک او نام کوچک خود را به خولیان و نام خانوادگی خود را به اسلیم تغییر داد. او بطور رسمی خولیان اسلیم حداد نامیده شد. اِلو که همان “حَلو” در زبان عربی به معنای “شیرین” است که به تلفظ اسپانیایی درآمدهاست، نام خانوادگی مادر او بود. این نام براساس قوانین نامگذاری زبان اسپانیایی گذاشته شدهاست.
در روز هشتم ماه آگوست سال 2007 ، مجله فورچون گزارش داد که کارلوس اسلیم بیل گیتس ، ثروتمندترین مرد جهان را پشت سر گذاشت. تخمین مجله فورچون از داراییهای آقای اسلیم در پایان ماه جولای در حدود 59 میلیارد دلار بودهاست. داراییهای بنیانگذار مایکروسافت ، بیل گیتس ، در حدود 58 میلیارد دلار توسط همین مجله تخمین زده شدهاست.
در روز چهارم ماه آگوست سال 2007 ، وال استریت ژورنال در مقالهای پیرامون اسلیم نوشت : درحالیکه ارزش سهام او در بازار بورس شرکتها هر لحظه امکان سقوط دارد ، درحال حاضر او از بیل گیتس ثروتمندتر است.
در آخر چنان چه شما نیز دوست دارید نامتان روزی به این لیست بیاید بد نیست،اگر کتاب و یا فیلم راز را تهیه و آن را بخوانید.شاید روزی شما نیز به این جمع بپیوندید!
اگر شما نیز تجربه ای از خواندن کتاب راز دارید لطفا آن را در نظرات مطرح تا دیگران نیز از آن بهره مند شوند.
زندگینامه آنتونی رابینز
آنتونی رابینز (Antony robinz) در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد.. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید.
گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.
موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.
پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.
او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.
در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.
در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.
این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود.. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.
رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.
تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است . با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل
می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.
اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.
علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.
رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.
در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد.. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: â€� شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.â€�
آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.
نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید .
۱۱ نکته درباره محلول شستشوی لنز
۱) هنگام خرید و انتخاب محلول شستشوی لنز با چشم پزشکتان مشورت کنید.
۲) محلول را از داروخانهها و فروشگاههای معتبر خریداری کرده و به تاریخ انقضای نوشته شده روی محلول توجه کنید.
۳) بسته به نوع لنزی که استفاده میکنید و میزان پروتئینی که روی لنز شما رسوب میکند پزشک شما ممکن است محلولهایی را برای از بین بردن پروتئینها پیشنهاد کند.هرچه عمر لنزتان بیشتر باشد نیاز به این محلولها بیشتر میشود ولی لنزهای قابل تعویض معمولاً نیاز به این محلولها پیدا نمیکنند.
۴) از قطرههای چشمی لنز تماسی برای نرم کردن و مرطوب نگه داشتن لنز و چشم خود استفاده کنید.
۵) اگر نسبت به مواد شیمیایی موجود در محلولهای لنز تماسی آلرژی پیدا کردید بهتر است از محلولهای بدون نگهدارنده استفاده نمایید.
۶) انتخاب صحیح محلولهای نگهداری کننده، رضایت استفاده با لنز تماسی را افزایش میدهد.
۷) تمیز کردن لنز موجب ضدعفونی شدن آن نمیشود بنابراین علاوه بر تمیز کردن لنز با سرم شستشو باید آنها را هر چند وقت یک بار با محلولهایی مانند پروکسیدهیدروژن ضدعفونی کرد.
۸) محلولهای نگهداری لنز نرم با محلولهای نگهداری لنز سخت متفاوتاند بنابراین آنها را به جای یکدیگر استفاده نکنید.
۹) نوع محلول نگهداری لنز را بدون مشورت با اپتومتریست یا پزشک متخصص عوض نکنید.
۱۰) لنز را در آب یا شامپو نگهداری نکنید. بعد از اینکه محلول نگهداری را داخل جا لنزی ریختید فورا در محلول نگهداری را ببندید زیرا محلول به وسیله میکروارگانیسمهای موجود در فضای آزاد آلوده خواهد شد.
۱۱) هنگامی که لنز روی چشمهایتان قرار دارد از قطره یا پماد چشمی استفاده نکنید.
نکاتی مهم و زدن سشوار...
به موهایتان کمی استراحت دهید. مرتب آن را سشوار نکشید یا فرآورده هایی مثل ژل یا موس سنگین نکنید.
1- برای صاف کردن موها و جلوگیری از وز کردن مو هنگام سشوار، حتماً از دهانه سشوار استفاده کنید، چون باعث می شود که باد گرم حقیقی به قسمت مورد نظر بخورد و دیگر قسمت ها را وز نکند.
2- استفاده از سشوار به طور مداوم به موها آسیب جدی می رساند، شما می توانید با اصلاح و کوتاه کردن نوک موها، هر هفته به موهایتان تازگی و شادابی را هدیه کنید.
3- هرگز از درجه تند و گرم سشوار برای حالت دادن به مو استفاده نکنید. همیشه از درجه متوسط آن استفاده کنید و در انتها مقداری باد سرد به موهایتان بدهید تا درخشندگی و حالت مو حفظ شود.
علائم افسردگی زمستانی
افسردگی زمستانی یا اختلال خلقی فصلی (SAD) هنگام تغییر فصل برانگخته میشود، در اغلب موارد همزمان با شروع زمستان و کوتاهشدن روزها و کاهش نور آفتاب.
علائم شایع "افسردگی زمستانی" اینها هستند:
▪ تغییرات اشتها، به خصول تمایب به شیرینیها و مواد نشاستهای.
▪ افزایش وزن.
▪ خوابیدن بیش از حد.
▪ فقدان انرژی و احساس خستگی.
▪ احساس تحریکپذیری، اضطراب و اشکال در تمرکز.
▪ عدم تمایل به شرکت در فعالیتهای اجتماعی و عدم علاقه به چیزهایی که زمانی مایه لذت فرد بودند
▪ افزایش نگرانی در مورد طرد شدن بوسیله دیگران.
▪ اختلال خلقی فصلی قابل درمان است. اگر به این علائم مبتلا هستید، با دکترتان مشورت کنید.
چه کسانی باید مکمل غذایی مصرف کنند؟
یک مطالعه کشوری در سال۸۶ نشان داد که بیش از ۴۰درصد از داروهای قاچاق مربوط به فرآوردههای مکملهای غذایی است که به لحاظ پزشکی، مصرف و یا عدممصرف آنها ضرورتی ندارد.
علت اصلی تولید مکملها نیاز انسانهاست و بخش زیادی از مکملهای غذایی و دارویی با هدف کمک به ارتقای سلامت افراد تهیه میشود و از این نظر تولید این محصولات، خود ارزش بالایی دارد.
مکملهای غذایی خصوصا در مناطق محروم که سوءتغذیه رواج دارد و هنگام وقوع بحرانهای طبیعی مثل زلزله و سیل که ممکن است مردم منطقهای را برای مدتی در معرض خطر کمبودهای تغذیهای قرار دهد بسیار حیاتی و ارزشمند است؛ علاوه بر این، با توجه به افزایش امید به زندگی، مکملها اگر درست مصرف شوند میتوانند تا حد زیادی به توانمندی بهتر افراد در سالهای بعدی زندگی کمک کنند. برای مثال در بسیاری از کشورها مصرف مکمل کلسیم همراه با ویتامینD بهصورت همگانی توصیه میشود.
نباید فراموش کنیم که تغذیه مناسب اصل است ولی اگر به دلایلی تغذیه ما نتواند نیازهای ما را تامین کند مصرف مکملها ضروری و حیاتی است. مصرف مکملهایی غذایی اغلب برای سنین بالای ۶۰ سال در نظر گرفته میشود که بدن افراد با کمبودهایی مواجه است. هیچ ضرورتی در مصرف مکملهای غذایی برای جوانان وجود ندارد اما علاقهمندی مردم به مصرف این مکملها موجب رونق بازار این قبیل محصولات در داخل کشور شده است.
مکمل وقتی به کمک فرد میآید که مواد غذایی نمیتواند کاملکننده نیازهای سلولی انسان به ویتامینها یا املاح باشد. در حقیقت پزشکان مکملهای دارویی یا غذایی را با توجه به جنبههای مختلف فرد، شامل وضعیت سلامت، رشد، سن و عوامل دیگر تجویز میکنند؛ بهدلیل اینکه مواد موجود در مکملها اغلب از ویتامینها و املاحی هستند که معمولا در غذا وجود دارند.
مکملهای دارویی، بخشی از مواد غذایی فشردهشده هستند که تغذیه روزانه ما را کامل میکنند. این مواد که بهصورت قرص، دراژه، کپسول یا پودر در اختیار مصرفکننده قرار میگیرند، در فرم قرص یا پودر، ما را به یاد داروهای شیمیایی میاندازند ولی نقش دارویی ندارند و برای درمان یا تسکین درد استفاده نمیشوند. به گزارش گزونده مدیسین محققان بعد از سالها پژوهش به این نتیجه رسیدهاند که مکملهای غذایی در سالهای اخیر بیشتر مصرف میشوند. بنا بر آمار، یکسوم از مردم، مصرفکننده این مواد هستند. خانمهای میانسال ارزش بیشتری برای این مواد قائل میشوند.
آنچه جالب است، لیست این مواد و کاربرد آنهاست: ویتامین ث در سرماخوردگی کمک میکند؛ آ- ث - اِ تقویتکننده سیستم ایمنی بدن، قلب و دستگاه گردش خون است؛ کلسیم ضدپوکی استخوان است؛ سِلن بر ضدسرطان عمل میکند؛ آلرژن برای اندامسازی و محافظت پوست استفاده میشود.
دلایل زیادی برای استفاده از این مواد وجود دارد. این مواد میتوانند قابلیت یادگیری و کار را افزایش داده، درصد خستگی و سستی بدن را کاهش دهند؛ همچنین میتوانند از بدن در مقابل بیماریهای مختلف محافظت کنند و به خاطر تکمیلکردن تغذیه روزانه، انسان را دیرتر به مرحله افسردگی و پیری میرسانند. این نکته روشن است که کسانی که یکجانبه و اشتباه غذا میخورند نمیتوانند با استفاده از این مواد، بدن خود را سالم نگهدارند؛ برعکس اگر تغذیه مناسب و مقوی باشد، تمام مواد لازم از جمله ویتامینها و مواد معدنی به بدن میرسند و نیازی به مصرف مکملهای غذایی نیست. از طرف دیگر در بعضی از بیماریها میتوان از این مواد استفاده کرد.
در این مورد میتوانیم بیماریهایی مثل دیابت، استئوپروز، بیماریهای دستگاه گوارشی وسرطان را نام ببریم. همراه داروهای شیمیایی که عوارض جانبی ناگواری مثل حالت تهوع، استفراغ و بیاشتهایی دارند نمیتوان از هر ماده تکمیلکننده تغذیه استفاده کرد؛ در این مورد باید با متخصصین تغذیه مشورت کرد. در بعضی از مراحل زندگی و در شرایط ویژه، مواد غذایی لازم نمیتوانند به طور کامل به بدن برسند؛ خانمهای باردار و شیرده و اشخاص مسن در این گروه قرار دارند.
ویتامینها، مواد معدنی و سایر مواد تغذیهای در فرم قرص یا دراژه میتوانند در این مراحل تکمیلکننده تغذیه روزانه باشند. نتیجه اینکه یک تغذیه همهجانبه و متنوع، تمام نیازهای بدن را برطرف خواهد کرد. کسانی که به مقدار کافی میوه، سبزی، مواد سبوسدار، شیر و محصولات شیری کمچربی مصرف میکنند مشکلی از نظر تغذیه نخواهند داشت. یک غذای مقوی به همراه ادویه و سبزیجات کافی بیشتر از مصرف قرصها، دراژهها و پودرها برای بدن سودمند خواهد بود.
انتشار دايرةالمعارف گافهاي بوش
او در هشت سال گذشته در مجموع، پانزده بار جملاتي را بر زبان راند كه موجب خنده مردم شد؛ البته خود نيز از جملات و اصطلاحاتي كه پيش از او هيچ كس بر زبان نياورده بود، متعجب شد.
او در ششم نوامبر 2000 از واژه نامانوس Misuunderstimate استفاده كرد و پس از چندي، خود متوجه گاف خود شده پرسيد: من چي گفتم؛ البته هر چه بود، مقصودم اين است كه چيز اهميت داري نيست.
او در 29 سپتامبر 2000 در تشريح سياستهاي محيط زيستي دولت خود گفت: من ميتوانم كاري بكنم كه انسانها و ماهيها در كنار هم و با كمال دوستي زندگي كنند و اين جمله او خنده شديد حاضران را در پي داشت.
او در پنجم اوت 2004 گفت: دشمنان ما پيشرفته شدهاند و به آساني ميتوانند به ما ضربه بزنند ما هم اين گونهايم. دشمنان ما به كثيفترين ابزار ضربه به ايالات متحده آلوده شدهاند، ما هم اين گونهايم!
او در سال 2005 در نشست شوراي امنيت سازمان ملل، در يادداشتي به رايس نوشت: من به شدت نيازمند رفتن به دستشويي هستم؛ امكان دارد؟او در 29 ژانويه 2006 گفت: براين باورم كه روابط ايالات متحده و آمريكا همچنان پابرجا و مستحكم خواهد ماند.
«الشرق الاوسط» كه به ترجمه بخشهاي ديگري از اين گاف اقدام كرده، مجموعا پانزده مورد از شاهكارهاي ادبي رئيس جمهور آمريكا را براي قضاوت تاريخ درج كرده است.
يك زن 107 ساله چيني كه در دوران جواني هميشه از ازدواج مي ترسيده است، حالا در سن 107 سالگي به دنبال همسر مي گردد تا براي اولين بار در زندگي اش ازدواج كند و اميدوار است در اين سن و سال همسر دلخواه خود را پيدا كند.
به گزارش رويترز ، او مي گويد«من حالا 107 سال دارد و تاكنون ازدواج نكرده ام و تنها دليل ازدواج نكردنم اين بوده است كه در كودكي شاهد اين بودم كه عمويم هميشه زن عمويم را كتك مي زد و زن بيچاره هميشه در حال گريه بود و به همين علت هميشه از ازدواج تصوير بدي داشته ام و فكر مي كردم همه آدم هايي كه ازدواج مي كنند زندگي شبيه آنها دارند».
اين خانم بعد از مرگ پدر و مادرش هم ازدواج نكرد و تا سن 74 سالگي در يك مرزعه كشاورزي مي كرد تا اين كه توان كار كردن را از دست داد.
در حال حاضر مقامات براي كمك به اين خانم در جستجوي داماد بالاي 100 سال هستند و از فاميل اين خانم هم خواسته اند كه اگر فرد مناسبي را پيدا كردند دست به كار شوند.
دختری در یک ماه ۱۵۰۰۰ پیامک فرستاد!!!
( تصوير فرضي ميباشد )
دختر نوجوان آمریکایی که طی یک ماه هزاران پیامک (اس ام اس) فرستاده بود از تلفن همراه محروم شد.
«گرگ هاردستی» ۳۶ ساله که در شهر «سیلورادو کانیوناز» ایالت «کالیفرنیا» زندگی می کند وقتی صورتحساب تلفن همراه دخترش را دید شوکه شد ؛ ماری در طول یک ماه ۱۵۰۲۸ پیامک فرستاده بود!
این پدر می گوید : پس از دریافت نسخه چاپی (پرینت) ۴۴۰ صفحه ای کارکرد موبایل دختر ۱۳ ساله ام فهمیدم هر دو دقیقه یک پیامک برای دوستانش فرستاده است.این باور کردنی نبود اما حقیقت داشت و در حال حاضر «ماری» را از تلفن همراه محروم کرده ام تا تنبیه شود. استاد «فرانسیسکا تورسیلاس» از مرکز ارزیابی های شخصیتی ، روانی و درمانی دانشگاه «گرانادا» تصریح کرد : پزوهش های ما نشان می دهد نوجوانانی که در طول شبانه روز ، ساعت های طولانی از تلفن همراه استفاده می کنند با اختلالات روانی رو به رو می شوند
لطفا آدامس خود را قورت دهید!
مقامات مكزیك تصمیم گرفته اند به خاطر هزینه های بالایی كه تمیز كردن آدامس های جویده شده از سطح معابر عمومی دارد، از شهروندان بخواهد كه آدامس خود را قورت بدهند.
به گزارش آسوشیتدپرس ، در مكزیك كشوری كه بالاترین آمار تولید و مصرف آدامس را در جهان دارد به طور متوسط در هر یك مترمربع از معابر عمومی ۷۰ آدامس جویده شده دیده می شود.
مكزیكوسیتی شهری كه بیش از ۷۰۰ سال قدمت دارد در قسمت مركزی شهر، خیابان هایی سنگفرش دارد و انداختن آدامس جویده شده كه لای سنگ ها گیر می كند به سختی تمیز می شود.
مقامات مكزیكوسیتی برای تمیز كردن آدامس های جویده شده از ماشین های تمیز كننده مخصوص استفاده می كنند كه با بخار و نوعی ماده شیمیایی آدامس های جویده شده را تمیز میكنند.
در پی یك اعلان عمومی از شهروندان مكزیكی معتاد به آدامس جویدن خواسته شده است؛ «لطفا آدامس جویده خود را در كاغذ بپیچید و آن را در سطل زباله بیندازید و اگر این كار برایتان سخت است آدامس خود را قورت بدهید».
این در حالی است كه به گفته پزشكان قورت دادن آدامس به دستگاه گوارش آسیب میرساند.
مكزیكی ها سالانه به طور متوسط ۲/۱ كیلوگرم آدامس مصرف می كنند و در آمریكای لاتین از نظر مصرف آدامس ركورد دار هستند.
آمار بالاترین مصرف كنندگان آدامس در دنیا متعلق به امریكایی ها است.
مردي در پورچستر انگليس بعد از 26 سال سر انجام مكعب رابيك را حل كرد.وي گفته است؛بعضي وقتها كه نميتوانستم مكعبها را كنار هم بچينم گريه مي كردم.
به گزارش سايت خبري مترو لندن ، گراهام پاركر سال 1983 اين مكعب اسباب بازي را خريد و بعد از 26 سال كه آن را حل كرد احساس خود را اينگونه بيان كرد:«نمي توانم بگويم چه احساس خوشايندي دارم، حسي شبيه آسودگي و آرامش. در تمام اين 26 سال حل اين مساله فكر من را به خود مشغول كرده بود و مدام عصبي بودم. شب هاي زيادي بيدار مي ماندم و ساعت ها مشغول حل اين مكعب بودم.مچ دستم و همين طور كمرم از اين كه ساعت ها مشغول بازي با اين مكعب بودم مشكلاتي پيدا كرده است. بايد اعتراف كنم كه بعضي وقت ها كه نمي توانستم مكعب هاي هم رنگ را كنار هم بچينم گريه مي كردم».
همسر اين آقا هم مي گويد در تمام اين سال ها هميشه انگار ما 3 نفر در خانه بوديم؛ من، همسرم و اين معكب لعنتي! بارها به اين فكر افتادم كه آن را دور بيندازم ولي هيچ وقت نتوانستم اين كار را بكنم.
دختران بوش
پرونده دوران 8 ساله رياست جمهوري «جرج بوش» در آمريكا ، درست يك ماه ديگر با همه تلخي ها و لشكركشي هايش در جهان براي هميشه در تاريخ بسته مي شود و چهره او از رسانه ها رخت بر مي بندد. رسانه ها در اين مدت ، بيشتر در باره رفتارهاي سياسي بوش مي نوشتند ، اما او يك سوژه ديگر نيز براي مطبوعات عامه پسند داشت: «دخترانش». حركات دو دختر دو قلوي او در طول دوران رياست جمهوري، همواره زير نظر خبرنگاراني قرار داشت كه دوست داشتند از زندگي خصوصي و خانوادگي بوش براي ديگران بگويند. عكسهاي امشب را به معرفي دختران بوش اختصاص داده ام.
بوش با «لائورا» همسرش كه كتابدار بود ، از طريق دوستان مشترك خويش آشنا شد و در نوامبر سال 1977 ميلادي با او ازدواج كرد. چهار سال بعد آنان صاحب دو فرزند دوقلوي دختر شدند و به پاس احترام به مادرانشان ، آنها را «باربارا» (به نام مادر جرج بوش) و «جنا» (مادر لائورا) ناميدند. بوش و همسرش در آن زمان هر دو 35 ساله بودند.
ختران دوقلوي بوش در شهر دالاس ايالت تگزاس متولد شدند. بوش در آن زمان به كار تجارت نفت مشغول بود. او سپس براي فعاليتهاي سياسي به حزب جمهوريخواه پيوست و در سال 1995 به فرمانداري ايالت تگزاس رسيد.
هنگامي كه بوش در سال 2001 به رياست جمهوري امريكا رسيد، دخترانش كه در آن زمان جواناني 20 ساله بودند، پدر را در تبليغات رياست جمهوري بسيار ياري دادند.
تنها اطلاع روشني كه از فعاليتهاي سياسي دختران بوش در دست است، حضور آنان در تبليغات مربوط به فعاليتهاي انتخاباتي در دو دوره رياست جمهوري پدر است. فراتر از آن، آنها به گردش و تفريح و پيگيري امور شخصي علاقه نشان داده اند.
بي ترديد، يكي از خاطرات ماندگار دختران دوقلوي بوش، شركت در مراسم سوگند رياست جمهوري پدر در سالهاي 2001 و 2005 ميلادي است. اين تصوير، جنا را در كنار پدر در جريان اولين تحليف او نشان مي دهد.
دختران بوش حالا چهار سال بزرگتر شده اند. آنان با پوشيدن لباسهاي شيك مي روند تا در سال 2005 براي دومين بار در مراسم سوگند پدر به عنوان رييس جمهوري قدرتمندترين كشور دنيا شركت كنند.
درست يكسال پيش زماني كه دختران بوش براي تعطيلات ژانويه به بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين رفته بودند، هدف دستبرد قرار گرفتند. هنگامي كه باربارا و خواهرش در يكي از رستورانهاي محله «سان تلمو» در منطقه گردشگري بوئنوس آيرس در حال شام خوردن بود، دزدان كيف او را ربودند. هنگام سرقت 20 روز از حضور دختران بوش در آرژانتين مي گذشت. در آن زمان، خواهرش براي يك برنامه يونيسف در پاراگوئه – همسايه آرژانتين- كار مي كرد و با سفر باربارا، هر دو تصميم گرفته بودند تا تعطيلات سال نوي ميلادي را در بوئنوس آيرس بگذرانند.
«جنا بوش» ارديبهشت گذشته با نامزدش «هنري هيگر» بطور رسمي ازدواج كرد. در تصوير ، رييس جمهوري امريكا ، همسرش ، هيگر ، جنا و والدين شوهرش را در عكس يادگاري مراسم مي بينيد. هيگر ، دستيار سابق كاخ سفيد است كه اكنون در دانشگاه ويرجينيا تحصيل مي كند.
جنا بوش در سن 26 سالگي – يكسال پيش- به شهر تاريخي «ماچو پيچو» در پرو سفر كرد تا از نزديك با تمدن اينكاها آشنا شود. او را در اين سفر، چهار زن و بيش از ده مامور امنيتي لباس شخصي همراهي مي كردند. شغل اصلي جنا، تدريس مد است. جنا بوش در سفر چند روزه خود با صندوق كمك به كودكان سازمان ملل نيز همكاري داشت.
بوش تابستان امسال در جريان بازيهاي المپيك 2008 پكن با خانواده اش به چين رفت تا ضمن گذراندن تعطيلات تابستاني خود و ديدن مسابقات ، ورزشكاران امريكايي را از نزديك تشويق كند. او را در يكي از اين مسابقات در حال شكلك درآوردن مي بينيد ، در حالي كه به نظر مي رسد دخترش از اين رفتارها چندان راضي نيست.
شايد فكر كنيد اين مقاله براي افراد متاهل هست اما اشتباه نكنيد در اين مقاله حتي ياد ميگيريد چه طوري باهر كسي درست صحبت كنيم و بتونيم در شناخت طرف مقابلمون كارهاي موثر انجام بديم. من كه مجردم خوب ميخونم چون نميخوام فردي در آينده باشم با ديدي بسته و باوري غلط. به تمام مجرد هاي عزيز حتماً پيشنهاد ميكنم بخونيد چون يك مطلب دقيق از يكي از مهمترين درد هاي جامعه ما و نوعي آمار طلاق هست چون پل ارتباط با ديگر صحبت كردن هست حالا اگه اين پل ما خراب باشه پس ارتباطي هم نيست .
يكي از لذت بخش ترين تجربيات زندگي مشترك اين است كه حرف مبهمي را بزنيد و بدانيد كه همسرتان دقيقاً منظور شما را مي فهمد.
توانايي در صحبت خودماني، ايماء و اشاره، نكته پراني و چشمك زدن و نظاير آن، نشانه ي نزديكي و صميميت است. گفت و گويي كه پايان خوش دارد نشانه صميميت است. طرفين مي دانند كه ديگري چه مي گويد و تدريجاً از اين كه مي توانند آزادانه حرف بزنند و منظور يكديگر را بفهمند لذت مي برند. اما در ازدواج هاي ناموفق ، لذت گفت و گو در فضاي شكايت ها و گله مندي هاي خشمگينانه و سوءتفاهم ها گم مي شود و جاي اشارات دلنشين ابروها و چشمك هاي خوشايند را نگاه هاي خيره و اشارات انتقادي و بهانه گيري ها و تهديدها پر مي كند. چه اتفاقي مي افتد؟ چرا صحبت هاي دلنشين از دست مي روند؟ مسئله اينجاست كه به مرور شيوه هاي متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهاي متفاوت و سوءتفاهم ها روي هم انباشته مي شوند و آهنگ دلپذير صحبت را تغيير مي دهند.
برخي از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضي ديگر به طرز صحبت خود با ساير اعضاي خانواده حساسيت دارند. اگر با همسر خود صحبت مي كنيد، از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد. از زدن برچسب مانند شلخته، خودخواه يا بي ملاحظه، لجباز و غيره خودداري كنيد.
زن و شوهر ممكن است هنگام صحبت علي رغم حُسن نيت به بيراهه بروند. به جاي صحبت نرم و ملايم ، با هم مشاجره كنند و چون يكي از آنها به قصد سبك كردن فضاي سنگين صحبت، به شوخي حرفي بزند، ديگري چنان واكنش نشان دهد كه انگار در شوخي هم قصد و شري در كار بوده است. در اين شرايط هر اقدامي براي تلطيف فضاي صحبت، نتيجه معكوس مي دهد.
هم صحبتي زن و شوهر با هم، براي رشد و بقاي احساس صميميت آنها نقش قطعي دارد. متأسفانه بسياري از زوج ها و شايد بتوان گفت اغلب آنها از مهارت هاي لازم براي گفت و گو با يكديگر برخوردار نيستند و بي آنكه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردي و تكدر خاطر مي شوند.
در اين جا به چند نمونه از مسائل و مشكلاتي كه بر سر راه گفت و گوي مؤثر همسران وجود دارد اشاره مي كنيم:
1- مسئله: نمي توانم با همسرم صادق باشم.
2- مسئله: نمي توانم خودم باشم بسياري از اشخاص مدعي هستند كه نمي توانند با همسرشان راحت صحبت كنند، بايد احتياط كنند مبادا حرفي بزنند و همسرشان را ناراحت كنند. زني شكايت مي كند كه وقتي به شوهرم حرفي مي زنم واكنش بسيار بدي نشان مي دهد. بايد مواظب باشم، بايد روي كلماتم فكر كنم.
سؤال مي تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهايت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه يك سؤال دقيق و حساب شده مي تواند به گونه اي اعجاب انگيز همسر شما را به صحبت تشويق كند. اما يك پرسش نابهنگام، طعنه آميز يا بي تناسب مي تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند.
براي آموختن شيوه هاي جديد صحبت با همسر خود،كلمات را با سياست و با رعايت همه جوانب ادا كنيد، سعي كنيد لحن خوشايندي داشته باشيد. مي توانيد اگر خواستيد ياد صحبت هاي مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بيفتيد. استفاده از اين طرز صحبت در مناسبات زناشويي، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آميز داريد، ساده نيست. در اين صورت براي ايجاد تغيير بايد تلاش بيشتري كنيد. شكستن عادت ها ساده نيست، اما با ياد گرفتن الگوهاي جديد مي توانيد بدون كنترل و به طيب خاطر با همسرتان حرف بزنيد.
3- مسئله: همسرم مرتب سر من داد مي كشد به اعتقاد بعضي ها بلند صحبت كردن همسر، نشانه عصبانيت و حتي ضعف اخلاقي است. در اين مورد زن و شوهر مي توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت كردن را حل كنند. زن يا مردي كه از صداي بلند همسرش رنجيده ، بايد اين احتمال را در نظر بگيرد كه ممكن است بلند صحبت كردن همسرش را اشتباه تفسير كرده باشد. از سوي ديگر همسر نيز مي تواند لحن صداي خود را ملايم تر كند. راه حل بهتر اين است كه كسي كه از صداي بلند همسرش ناراحت مي شود نسبت به آن حساسيت نشان ندهد. مي تواند به ملايمت اعتراض كند، اما رنجشي به دل نگيرد.
4- مسئله: شوهرم فقط به خودش فكر مي كند و به صحبت هاي من گوش نمي دهد بسياري از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند كه از احساسات خودشان حرف بزنند، اين موجب مي شود كه آنها نسبت به شوهرانشان احساس صميميت بيشتري كنند. واكنش احساسي زن و مرد نسبت به فراز و نشيب هاي زندگي، به آنها احساسي از وحدت و انسجام مي بخشد. بسياري از نويسندگان، احتياط در ابراز احساسات از سوي مردها را يكي از اشكالات عمده آنها مي دانند. بسياري از زن ها هم درباره همسرشان همين نظر را دارند: شوهرم مثل آهن سرد و خشك است. اگر احساساتش را بروز مي داد خيلي بهتر مي شد. اما اغلب شوهرها، احتياط در ابراز احساسات را دليل نقص و ضعف نمي دانند. مردها در مقايسه با زن ها اغلب خويشتن نگري كمتري دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نيستند. مردي كه به احساسات خانمش توجه مي كند، نسبت به احساسات خودش هم حساس مي شود. 
5- مسئله: با هم صحبت مي كنيم اما صحبت ما سرد و بي روح است مسئله اين است كه طرفين موضوعات مورد علاقه يكديگر را طرح نمي كنند. از آن گذشته طراوت و شادابي گفت و گوهاي اوايل آشنايي، ديگر وجود ندارد و طرفين اقدامي براي جلب نظر يكديگر صورت نمي دهند. دليل ديگر اين است كه زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو براي حل مشكلات را از مكالمات خوشايند جدا كنند. بنابراين وقتي يكي از آنها با يك تعريف محبت آميز شروع مي كند، ديگري ممكن است فرصت را براي طرح يكي از گرفتاري هاي خود مناسب بپندارد، در نتيجه گفت و گوي محبت آميز و لذتبخش كمياب مي شود.
مقررات و آداب گفت و گو
قانون شماره 1- با همسر خود هماهنگ شويد.
زن و شوهر براي اين كه بتوانند با يكديگر ارتباط سازنده برقرار كنند بايد در مسير صحبت يكديگر قرار گيرند، زيرا در بسياري از مواقع زن و شوهر با آنكه درباره ي موضوع واحدي صحبت مي كنند اما روش صحبت آنها به قدري متفاوت است كه نمي توانند با هم هماهنگ شوند. ممكن است زن يا شوهر قصد تسكين ناراحتي همسر خود را داشته باشد، اما بر شدت ناراحتي او بيفزايد. متأسفانه بسياري از زوج ها در مخابره افكار و احساسات خود به يكديگر با دشواري روبه رو هستند. بعضي خواسته هايشان را چنان طرح مي كنند كه به درك طرف مقابل منجر نمي شود؛ عقايد خود را مبهم طرح مي كنند، از طرح موضوع اصلي طفره مي روند ، حاشيه مي روند و با اين حال خيال مي كنند كه همسرشان موضوع را دقيقاً و آن طور كه هست درك مي كند. يكي بيش از حد وارد جزئيات مي شود و ديگري به قدري در كلمات صرفه جويي مي كند كه كلامش تفهيم نمي شود و هر دو بر اين باورند كه به تفاهم ميان خود كمك مي كنند.
گاه به نظر مي رسد كه اصولاً به دو زبان متفاوت حرف مي زنند. در اين شرايط، هرگز عجيب نيست كه زن و شوهر، هر دو ناراحت شوند، زيرا هر كدام بي خبر از تفصير خويش، ديگري را به دير فهمي و سرسختي متهم مي كند.
توجه داشته باشيد كه همسر شما با گفت و گوي خود ، گاهي فقط به حمايت شما و گاهي نيز به راهنمايي هاي عملي شما نياز دارد، پس بايد نسبت به اشاره ها و احساسات همسرتان حساس باشيد تا راه هاي مناسب ارتباط با همسرتان را پيدا كنيد.
قانون شماره2 - با علاقه گوش بدهيد.
گاهي اوقات زن شكايت مي كند كه شوهرش به حرف هاي او گوش نمي دهد و حال آنكه شوهر در مقام اعتراض مدعي است كه همه حرف هاي او را شنيده است. بررسي هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه در اين زمينه اختلاف جنسي مشهودي وجود دارد. زن ها هنگام گوش كردن با ابراز كلماتي نظير آره، عجب و تكان دادن سر، به گوينده مي فهمانند كه به حرف هاي او گوش مي دهند و حال آن كه مردها هنگام گوش دادن بيشتر سكوت مي كنند.
گاه شما فراموش مي كنيد كه گفت و گو مبادله اطلاعات و نقطه نظرهاست. صحبت كردن و جواب نگرفتن در حكم صحبت با ديوار است. اگر شما هنگام گوش دادن سكوت اختيار مي كنيد احتمالاً مي توانيد به اشاره كردن و تكان دادن سر، عادت كنيد و نشان دهيد كه به راستي گوش مي دهيد و همسرتان را از ترديد بيرون آوريد.
قانون شماره 3: از قطع صحبت اجتناب كنيد.
قطع صحبت براي كسي كه اين كار را مي كند احتمالاً طبيعي به نظر مي رسد اما ممكن است در كسي كه صحبت او قطع مي شود ايجاد نارضايتي و افكار منفي كند.او به حرف هايم گوش نمي دهد، تنها مي خواهد خودش حرف بزند.
قطع صحبت هم مانند ساير عادات ممكن است بخشي از طرز مكالمه اشخاص باشد و برخلاف برداشت احتمالي كسي كه صحبتش قطع مي شود ارتباطي با خود محوري و مخالفت و غيره ندارد. در اينجا نيز زن و مرد رفتار متفاوتي نشان مي دهند. مردها بيش از زن ها صحبت را قطع مي كنند، اما قطع صحبت آنها مشمول زن ها نيست، يعني با مردهاي ديگر هم كه صحبت مي كنند همين سياست را دارند. بنابراين زني كه براي قطع صحبت از سوي همسرش دلايل منفي مي تراشد بايد به خاطر داشته باشد كه اين رفتار ممكن است مربوط به طرز صحبت او باشد. اما با اين حال كسي كه صحبت را قطع مي كند بايد به انتظار پايان صحبت بپرد و صبر كند. ممكن است مردي با تأني و با جملات فاصله دار حرف بزند و زنش كه حاضر جواب و بي قرار است مرتب به ميان صحبت پريده، رشته كلام را قطع كند. در اين شرايط ممكن است مرد عصباني شود و زن را مورد انتقاد قرار دهد. غافل از اين كه رفتار خانم او دلايل عميق تري دارد.
مردها در مقايسه با زن ها اغلب خويشتن نگري كمتري دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نيستند. مردي كه به احساسات خانمش توجه مي كند، نسبت به احساسات خودش هم حساس مي شود.
قانون شماره4: ماهرانه سؤال كنيد.
سؤال مي تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهايت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. بعضي ها طبيعتاً كم حرف هستند، در برخورد با اين اشخاص مي بايد زمينه صحبت را فراهم نمود. گاه يك سؤال دقيق و حساب شده مي تواند به گونه اي اعجاب انگيز همسر شما را به صحبت تشويق كند. اما يك پرسش نابهنگام، طعنه آميز يا بي تناسب مي تواند از ادامه صحبت جلوگيري كند. در برخي از مواقع، لحن عتاب انگيز و يا پرخاشگرانه سؤالات مسئله ساز مي شود: چرا ديشب دير آمدي؟،چرا اين همه به خودت رسيده اي؟ در بسياري از موارد سؤالاتي كه با چرا شروع مي شوند توليد اشكال مي كنند، علتش اين است كه اين قبيل سؤالات اغلب مخاطب را در موضع دفاعي قرار مي دهد. با آنكه ممكن است سؤال كننده صرفاً براي كسب اطلاع سؤال كرده و منظور ديگري هم نداشته باشد، استفاده از كلمه چرا در شروع يك جمله سؤالي احتمالاً شما نت ها و خطاب هاي پدر و مادر در دوران كودكي را تداعي مي كند: چرا دير كردي؟
از آن گذشته سؤالاتي كه با چرا شروع مي شوند، اغلب بي اعتمادي و يا حتي سوء ظن را تداعي مي كند. مي توان براي اجتناب از اين مشكل ، سؤالات را به شكل ديگري مطرح كرد مثلاً به جاي چرا دير كردي؟ مي توان پرسيد مشكلي پيش آمده كه دير به منزل برگشتي؟ در اين صورت همسرتان از اين كه شما نگران او هستيد و يا دوست داريد در جريان مشكلات او قرار گيريد خوشحال خواهد شد.
قانون شماره 5: سياست و نزاكت به خرج دهيد.
شايد در ظاهر رعايت اين قانون در روابط زناشويي عجيب به نظر برسد اما در عمل، هر كس حساسيت هايي دارد و حتي نزديك ترين اشخاص ممكن است احساسات ما را جريحه دار كنند. برخي از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضي ديگر به طرز صحبت خود با ساير اعضاي خانواده حساسيت دارند. اگر با همسر خود صحبت مي كنيد، از توهين، تهمت و سرزنش بپرهيزيد. از زدن برچسب مانند "شلخته"، "خودخواه" يا "بي ملاحظه"، "لجباز" و غيره خودداري كنيد. اين برچسب ها با ايجاد تكدر خاطر، فضاي حاكم بر گفت و گوي شما را تيره مي كند. از مطلق گويي و استفاده از كلماتي مانند هرگز يا هميشه خودداري كنيد. اين واژه ها معمولاً اشتباه هستند. چون به ندرت همسري پيدا مي شود كه هرگز كارش را درست انجام ندهد و يا هميشه در انجام كاري كوتاهي كند.
- حرفتان را بزنيد و از انتقاد خودداري كنيد مثلاً به جاي اين كه بگوييد تو هرگز به من كمك نمي كني بگوييد اگر در شستن ظرف ها به من كمك كني بسيار ممنون مي شوم.
ذهن خواني نكنيد، احتمال اين كه ذهن خواني اشتباه باشد، زياد است و در نتيجه زمينه عصبانيت همسرتان را فراهم مي سازيد. اگر فكر مي كنيد كه همسرتان از شما دلگير است بهتر است به او بگوييد احساس مي كنم از من دلگير هستي تا او براي شما توضيح دهد.
صحبت با همسر خود، كلمات را با سياست و با رعايت همه جوانب ادا كنيد، سعي كنيد لحن خوشايندي داشته باشيد. مي توانيد اگر خواستيد ياد صحبت هاي مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بيفتيد. استفاده از اين طرز صحبت در مناسبات زناشويي، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آميز داريد.
اگر شنونده صحبت هاي همسرتان هستيد اين اصول را رعايت كنيد
زمينه هاي توافق را پيدا كنيد. ببينيد با كدام يك از نكات مورد اشاره همسرتان موافق هستيد تا در نقش مخالف او ظاهر نشويدبله قبول دارم كه اخيراً سرم خيلي شلوغ بوده است.
مضامين منفي صحبت هاي همسرتان را ناشنيده بگيريد، بعيد نيست كه همسر شما در حالت دلخوري يا عصبانيت در بيان مسئله مبالغه كند. به علت عصبانيت توجه كنيد و انتقادها و سرزنش ها را ناديده بگيريد.
- مطمئن شويد كه منظور همسرتان را درك كرده ايد، در غير اين صورت از او سؤال كنيد . مثلاً: فكر مي كنم منظور تو اين است كه حاضر نيستي دخالت هاي مادرم را تحمل كني. درست است؟
از گفتن "متأسفم" ترسي به دل راه ندهيد. روابط زناشويي ايجاب مي كند كه اگر خواسته و ناخواسته اسباب تكدر خاطر همسرتان را فراهم كرده ايد در مقام پوزش برآييد و تأسف خود را به او اطلاع بدهيد.
شـنيدن جواب رد از طـرف يـك زن بـراي مـردان اصـلا''مسئله خوشايندي نمي باشد. هيچ چيـز بـه انـدازه اينكه زن روياهايتان تقاضاي ازدواج شمـا را نـپـذيـرد، براييـتـان گـران تـمـام نـمي شود. پـيـش خـود تـصـورميكرديد كه او به شما علاقه مند است ولي احتمالا''برداشتتان از علائم علاقمندي او اشتباه بوده است
از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علايق رومانتيك خود بصورتي زيركانه و پيچيده عمل ميكنند(مگراينكه طرف مقابلشان خوش تيپ و پول دار باشد آنجوريكه خودشان اظهار مي كنند) و اكثر آنها جوابهاي ضـد و نقيضي ميـدهـند چون خودشان مطمئن نيستند كه چـه چيزي در سرشان ميگذرد
بنابراين آنچه كه اغلب آقايان به دنبالش هستند،(گروه اينترنتي ارور ) يك سري علائم و نشانه هايي اسـت كه بوسيله آنها متوجه علاقمندي حقيقي طرف مقابلشان شوند
در زير برخـي از نـشـانه هـاي كـه مي تـواند نـشانه علاقمندي يك زن باشد را مشاهده ميكنيد
او همگام با شما است
ناگهان متوجه ميشويد كه او همه جا حضور دارد. او ''بطور اتفاقي'' هر كجا شما هستيد پيدايش مي شود، يا در راه روي محل كارتان مرتب جلوي شما قدم ميزند، يا ''تصادفي'' به شما برخورد ميكند، يا در ميهماني در اطراف شما مانور مي دهد
آنچه كه او انجام ميدهد تلاش براي جلب توجه شما است، و بـراي اين اسـت كه خود را در موقعيتي قرار دهد تا شما ''قدم اول'' را برداريد. مسئله اينـجا اسـت كــه بـسـيـاري از مردان نسبت به اين عمل زنان بيتوجه هستند و به همين دليـل بسياري از فرصت ها را از دست ميدهند. مردان مستقيم عمل مي كنند، زنان غير مستقيم. بنابرايـن اگر زنـي مكررا'' شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اينكه او اينكار را عمدا'' انـجام ميدهد زياد است
او حركاتي بخصوص انجام مي دهد
يك جمله قديمي مي گويد:''جسم دروغ نمي گويد.'' طبيعت بشر را جوري برنامه ريزي نموده كه هنـگام ابـراز عـلاقه بـي اخـتيـار شـروع بـه انـجام يـك سـري حركات جسماني مشخص ميكند. اين اعمال غير شفاهـي از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چيزي جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغير است
در اينجا برخي از علائم زبان جسماني را مشاهده ميكنيد
اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
بازي كردن با مو و دست كشيدن لاي موها
نوازش كردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عينك
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
تقليد از حركات شما ( مثلا'' اگر دست خود را روي ميز بگذاريد او هم همين كار را ميكند
لبخند زدن هنگاميكه شما او را برانداز ميكنيد.
اگر برخي از اين علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نموديد، تقريبا'' مي توانيد مطمئن شويد كه او چراغ سبز شروع رابطه براي ازدواج را دارد به شما نشان ميدهد
او هيچگاه براي شما سرش شلوغ نيست
اين اصلي ترين قانون بازي عشق است. اگر زني علاقه به برقراري رابـطـه و بـيرون رفتن با شما داشته باشد، هميشه خودش را در دسترس قرار ميدهد. يـعنـي او يـك شـمـاره تلفن كاري يا آدرس ايميل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن يا ايـميـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را براي با هم بودن خواهد پذيرفت - و اگر او در روزي كه شما تعيـين كرده ايد وقت نداشت، چيزي شبيـه اين خواهد گفت: ''خوب، اين پنجشنبه نميتونم، اما اگر اشكال نداره بندازيم براي پنجشنبه ديگه، باشه؟
شـمـا هـرگـز از يـك زن عـلاقـمـند چـنين جملاتي را نخواهيد شنيد: '' الان واقـعـا'' سـرم شلوغه''، يا ''بذار بينم وقت دارم''، يا ''نميدونم بتونم بيام يا نه
او در مورد شما كنجكاو است
زني كه به شما علاقمند است دوست دارد همه چيزتان را بداند ( تا بتواند در اين مـورد با دوستان دخترش صحبت كند). او درمورد خانواده،پيشينه،سليقه غذايي، موسيقي، فيلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد كرد. انگيزه اصلي او اين اسـت كـه عـلايـق شما را بشناسد تا بتواند خود را داراي علايق مشــتـرك بــا شما نموده و پـيـوسـتـگـي بيشتري با شما ايجاد كند- اگر از قايق سواري خوشتان نميآيد، او نيز ناگهان از اين كار متنفر مي شود
او وضعيت مالي شما را مي سنجد
زن علاقمند دوست دارد منابع و بنيه مالي همسر آينده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتي مانند: ''كجا زندگي ميكني؟''، ''چه ماشيني داري؟'' و ''شغلت چيه؟'' مـيتواند نشانه علاقمندي وي باشد. اگر پاسخ اين سؤالات مطابق با ''استانداردهاي'' او باشــد، علائم بعدي ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباري از مه فرو خواهد رفت
او در مورد آينده صحبت ميكند
يك زن علاقمند هميشه دوست دارد در مورد نقشه هاي آينده و كارهايي كه ميتوانيد با هم انجام دهيد اشتياق نشـان مـي دهد. درواقع او اغلب چيزي شـبـيـه ايـن ميـگـويـد: ''واي... تـو هـم از بـوليـنگ خوشت مياد؟ بايد يه بار با هم بريم بازي كنيم.'' اگر او چنين عمل نمود، شك نكنيد كه دوست دارد ازش بخواهيد با شما بيرون برود
او بيقراري و بي تابي ميكند
اگر او واقعا'' علاقمند باشد، همانند يك گربه دور و بر شما دستپاچه و بيقرار خواهد بود، بخصوص هنگاميكه شما نتوانيد متوجه علائم اشتياق او شويد. البته ممكن است كه ذاتا'' يك شخص خجالتي نرمال باشد - اگر او فقط پيش شما بي قراري ميكند، احتمالا در سرش فكر ازدواج دارد
او نسبت به زنان ديگر، حسادت مي ورزد
يك زن سعي مي كـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند يك عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ كند. بنابراين اگر در حـال جوك گفـتن بـراي زنـان ديـگر متـوجـه حرص خوردن و جلز و ولز كردن او شـديـد، بـدانـيد كـه او انـتظار دارد برايش بيشتر از يك دوست باشي
نشانه هاي فوق ممكن است لزوما'' دليل بر علاقـمـندي يك زن نـبـاشد چـون بـرخـي از زنان كلا'' با ديگران حالتي دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زيـادي از ايـن عـلائم را در فـردي مشاهده نموديد ميتوانيد به خود اميدواري دهيد و به دلتان صابون بزني
مردان زمانيكه نسبت بچيزي يا كسي علاقه داشته باشند بصورت غير ارادي و ناخداگاه حركات جسماني بخصوصي از خود نشان ميدهند كه نشانگر وجـود اشتياق نسبت به آن چيز يا فرد است. در اين قسمت برخي از اين علائم را يادآور ميشويم
نزديك آمدن
اگر مردي علاقمند باشد، به شـما نزديـك مي شود، شكمكش را تو و سينه اش را جلو ميدهد، صاف مي ايستد و سپس ژست گرفتن شروع ميشود...!
ژست
دستش را به طرف گلويش برده و كراوات خود را صاف ميكند
يقه اش را ميزان ميكند
گرد و غبار فرضي روش شانه هايش را ميتكاند
آستين، پيراهن و لباسهاي ديگر خود را مرتب و صاف ميكند
موهايش را مرتب ميكند
قلاب كردن شست در كمربند اين عمل به معناي ابراز و بيان قدرت و صلابت مردانگي بوده و فرد سعي در نشان دادن قدرت و توانگري خود ميكند
حالت بدن وضعيت بدن يك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پايش به سـمت شما اشاره نمايد، اين يك علامت خوب خواهد بود.
خيره شدن خيره شدن به شما حتي چند ثانيه بيشتر از حد لزوم، همراه گشاد كردن چشم ها به معناي نشان دادن چراغ سبز است
نگاه معني دار به حالت نظاره سه ضلعي او توجه كنيد: - چشم در چشم - سپس بسوي دهان و چانه - بسمت قسمت هاي ديگر بدن - برگشت دوباره بسمت چشم ها بفرمي سه ضلعي
دست به كمر ايستادن اين حالت ايستادن براي بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگي براي گرفتاري و درگيري است
نشانه هاي ديگر
بالا بردن ابروها
جدا شدن لب ها از يكديگر
تكان خوردن لبه هاي بيني
بازي كردن با جوراب و بالا كشيدن آن
برانداز كردن طرف مقابل
باز و بستن دكمه ژاكت
لمس نمودن صورت خود هنگام صحبت
فشردن دسته عينك
- متولد 1349
- فارغ التحصیل کامپیوتر
- همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر)
- شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم « دو همسر » (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.
- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.
- خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم « سیب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.
- او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای « هتل کارتن »، « دست های آلوده » و بخصوص در فیلم « مزاحم » که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.
- او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت
- بازیهای متفاوت او در سال 1382: « عروس خوش قدم » و « دختر ایرونی » و در سال 1383 با فیلمهای « کما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم « دختر ایرونی » از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.
- بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم « زن زیادی » در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد.
- حیایی همچنان خوش می درخشد: شام عروسی، مهمان، اخراجی ها و بخصوص بازی منحصر بفردش در اپیزود دوم « ستاره ها » با عنوان « ستاره است » بی شک او را به عنوان ستاره برتر دهه هشتاد سینمای ایران می کند.
مجموعه آثار:
- دو همسفر (اصغر هاشمی - 1371)
- دو روی سکه (محمد متوسلانی - 1371)
- پرتگاه (بهرام ری پور - 1372)
- حامی (قدرت الله صلح میرزایی - 1373)
- براده های خورشید (محمدحسین حقیقی - 1375)
- هتل کارتن (سیروس الوند - 1375)
- بادام های تلخ (کاظم معصومی - 1376)
- دست های آلوده (سیروس الوند - 1378)
- سیب سرخ حوا (سعید اسدی - 1378)
- علف های هرز (قدرت الله صلح میرزایی - 1378)
- مونس (حمید رخشانی - 1378)
- تکیه بر باد (داریوش فرهنگ - 79/1378)
- مانی و ندا (پرویز صبری - 1380)
- مزاحم (سیروس الوند - 1380)
- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
- رز زرد (داریوش فرهنگ - 1381)
- عروس خوش قدم (حبیب الله بهمنی - 1381)
- تب (رضا کریمی - 1381)
- دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی - 1381)
- مهمان مامان (داریوش مهرجویی - 1382)
- کما (آرش معیریان - 1382)
- زن زیادی (تهمینه میلانی - 1383)
- شارلاتان (آرش معیریان - 1383)
- سرود تولد (علی قوی تن - 1383)
- نقاب (کاظم راست گفتار - 1383)
- آکواریوم (ایرج قادری - 1383)
- عروس فراری (بهرام کاظمی، 1383)
- ستاره ها (هر سه جلد - فریدون جیرانی، 1384)
- شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
- تله (سعید اسدی، 1385)
- مهمان (سعید اسدی، 1385)
- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)
- شب (رسول صدرعاملی، 1386)
مجموعه های تلویزیونی:
- آپارتمان (مجموعه، اصغر هاشمی - 1372)
- روزگار جوانی (مجموعه، شاپور قریب - 1377)
- همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی - 1379)
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (زن زیادی) - بیست و سومین دوره جشنواره فیلم فجر - 1383
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (براده های خورشید) - پانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر - 1375
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (عروس خوشقدم) - هفتمین دوره جشن خانه سینما - 1382
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (شب) - بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر - 1386
![]()
پیشینه چرایی غیبت به قبل از تولد حضرت حجت باز می گردد ؛ زمانی که فلسفه غیبت در میان مردم مطرح و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهمالسلام در مقام پاسخگویی به آن برآمده اند.
هــزاران سرّ نهان در نظام دیــن و برنامه های مترقی آن وجود دارد که درک هر یک ، دلی دریا و چشمی بینا می خواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمی توانند به تمام اسرار آگاه باشند.
غیبت ولی عصر علیهالسلام از رازهای بسیار پیچیده ای است که با ظهور او همه حقیقت روشن می گردد.
عبدالله بن فضل هاشمی می گوید :
امام صادق علیهالسلام فرمود : حضرت صاحب الامر ناچار غیبتی خواهد داشت ، به طوری که گمراهان در شک واقع می شوند.
سؤال کردم : چرا ؟ فرمود : مأذون نیستیم علتش را بیان کنیم.
گفتم : حکمتش چیست ؟
فــرمود : همان حکمتی که در غیبت حجت های گذشته وجود داشت ، در غیبت آن جناب وجود دارد. اما حکمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمی شود ، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی و کشتن جوان و اصلاح دیوار به دست حضرت خضر علیهالسلام برای حضرت موسی علیهالسلام آشکار نشد جــز هنگامی که می خواستند از هم جدا شوند. ای پسر فضل ! موضوع غیبت ، سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیوب الهی است ، چون خدا را حکیم می دانیم باید اعتراف کنیم که کارهایش از روی حکمت صادر می شود ، گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد. (۱)
از ایـن حدیث استفاده می شود که علت اصلی و اساسی غیبت به دلیل اینکه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده ، یا استعداد فهمش را نداشته اند ، بیان نشده است.
در عین حال به مواردی از فلسفه غیبت در بعضی از روایات اشاره شده است که به صورت اختصار بیان می کنیم :
۱) آزمایش مردم :
یکی از سنّت های الهی آزمایش مردم است. این سنت در تمام امّت های گذشته نیز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : «اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنَ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ» (۲)
«آیــا مــردم خـیـال مـی کنند کــه همین کــه گفتند ایـمـان آوردیم رها شده و دیگر امتحان نمی شوند. کسانی را که قبل از آنها بودند ، آزمایش
کردیم تا خداوند راستگویان و دروغگویان را مشخص کند.»
با توجه به آیه فوق ، خداوند متعال در هر زمان و دورهای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می دهد تا مؤمنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان ، متفاوت و متناسب با رشد و کمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت کبری ، با غایب شدن حجت خدا ، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر کدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.
سدیر میگوید : در خدمت مولایمان امام صادق علیهالسلام بودیم ، امام علیهالسلام روی زمین نشسته و عبائی بییقه و با آستین کوتاه پوشیده بود ، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گریه می کرد ، آثار حزن از رخسار مبارکش نمایان بود و می فرمود : آقای من ! غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب کرده است.
آقای من ! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین کرده مثل کسی که تمام بستگانش را یکی پس از دیگری از دست میدهد و تنها می ماند.
سدیر می گوید : از ناله های جانگداز حضرت ، پریشان شده و عرض کردم : ای فرزند رسول خدا ! خداوند دیدگان شما را گریان نکند ، برای چه این قدر ناراحت و محزون هستی ؟
امام صادق علیهالسلام آه سوزناکی کشید و [بدین مضمون] فرمود : «قائم ما غیبت طولانی کرده و عمرش طولانی می شود. در آن زمان اهل ایمان امتحان می شوند و به واسطه طول غیبتش شک و تردید در دل آنها پدید می آید و بیشتر ، از دین خود بر می گردند.»
(دقت کنید ، اهل ایمان امتحان می شوند و لا غیر ...)
۲) بیم از کشته شدن :
زراره گوید : امام صادق علیه السلام فرمود : «برای حضرت قائم قبل از ظهورش غیبتی است.»
پرسیدم : چرا ؟
فرمود : بر جانش از کشته شدن می ترسد.» (۳)
حضرت همواره در معرض کشته شدن بوده و هست ؛ زیرا حکّام ستمگری که در طول دوران اسلامی حکم رانده اند (عباسیان ، عثمانیان و غیر آنان از کسانی که به ویژه در خاورمیانه حکومت نموده اند) بیشترین تلاش و کوشش خود را صرف پایان بخشیدن به زندگانی حضرت مهدی علیهالسلام می نمودند ؛ خصوصا پس از آن که می دانستند که حضرت مهدی علیهالسلام همان کسی است که تخت های حکمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده ، درهم خواهد شکست و همان کسی است که هستی ظالمان را نابود و از استیلاء آنان بر بندگان خدا و کشورها جلوگیری خواهد کرد.
هیچ یک از امامان معصوم به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند ، بلکه طاغوت های این امّت آنان را شهید کردند ، با این که می دانستند بشارت ها و اخباری که راجع به حضرت مهدی علیهالسلام وارد شده ، درباره آنان (یازده امام علیهالسلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هیچ یک از ائمه علیهمالسلام حتی یک حدیث به این مضمون وارد نشده که دنیا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام جهان حکم خواهد راند ، و تمام وسایل پیروزی و ظفر برای وی فراهم خواهد آمد ، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدی علیهالسلام.
با چنین خبرهایی ، حکومت های جور و ستم در قبال شخصیتی بزرگ که می خواهد حاکمیت ظلم و ستم را از بین برده و حاکمیت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند ، دست روی دست نگذاشته و سکوت نمی کردند و همواره مترصد کشتن چنین انسانی بودند.
۳) آمادگی و استعداد مردم :
قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشری همواره و در همه جا جاری است و عرضه مطابق تقاضا می باشد. در غیر این صورت نظام زندگی به هم خورده و تعادل خود را از دست می دهد. این قانون تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه در مسائل اجتماعی نیز جاری است.
بدون تقاضا ، عرضه بی فایده است. نیاز به رهبر و پیشوا برای جامعه نیز از این قاعده و قانون مستثنی نبوده و در قالب استعداد و آمادگی مردم تحقق پیدا می کند.
در دوران غیبت ، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر ، آمادگی علمی و اخلاقی پیدا می کنند. روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء درگذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد ، بلکه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حکم به واقعیات ، و ترک تقیه و ... است ، که انجام این امور نیاز به تکامل علوم و معارف و ترقی و رشد فکری و اخلاقی بشر دارد ، به طوری که قابلیت برای حکومت واحد جهانی در راستای تحقق احکام الهی فراهم باشد و جامعه بشری به این مطلب برسد که هیئت های حاکمه با روش های گوناگون نمی توانند از عهده اداره امور برآیند ، و مکتب های سیاسی و اقتصادی مختلف دردی را درمان نمی کنند ، اجتماعات و کنفرانس ها و سازمان های بین المللی و طرح ها و کوشش های آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمی توانند نقشی را ایفاء کنند و از تمام این طرح ها که امروز و فردا مطرح می شود مأیوس شود.
وقتی اوضاع و احوال این گونه شد و مردم از تمدن منهای دین ، معنویت و انسانیت ، کنونی به ستوه آمدند و تاریکی و ظلمت جهان را فرا گرفت ، ظهور یک مرد الهی در پرتو عنایت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار می گیرد. در این شرایط پذیرش جامعه از ندای روحانیِ یک منادی آسمانی بی نظیر خواهد بود ، زیرا در شدّت ظلمت و تاریکی ، درخشندگی نور نمایان تر می گردد.
۴) خالی نماندن زمین از حجت :
حضرت علی علیهالسلام فرمود : هیچگاه زمین از کسی که قائم به امر الهی باشد خالی نخواهد ماند.
از سنّت های دائمی الهی این است که از آغاز آفرینش ، بشر را تحت سرپرستی یک راهنما و رهبر قرا رداده است و برای هر قوم و ملتی رسولی فرستاده تا آن رسول ، مردم را از عذاب الهی بترساند و وصی و خلیفه و جانشین و امام پس از او نیز همان سیره و روش پیامبر را عمل کرده و مردم را به اهداف الهی نزدیک کرده است.
امام صادق علیه السلام می فرماید : «اگر در دنیا دو نفر وجود داشته باشند ، یکی از آنها امام و حجت خدا است.» (۴)
باز می فرماید : «آخرین کسی که از این دنیا خواهد رفت امام است و او حجت خدا بر خلق است و باید او آخرین نفر باشد که از دنیا می رود ، برای اینکه کسی بدون حجت و رهبر نماند تا با خدای احتجاج کرده ، شکایت نماید که تکلیف خود را در دنیا نمی دانسته است.» (۵)
حضرت علی علیهالسلام فرمود : «بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی ماند ، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان آنها را از دیدار او کور خواهد ساخت.» (۶)
با توجه به روایاتِ فوق و بررسی دوران زندگیِ امامان معصوم علیهالسلام که هیچ کدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند ، اگر آخرین حجت الهی نیز غایب نمی شد و در میان مردم حضور عادی می داشت ، یقینا به سرنوشتِ امامان دیگر دچار می شد و مردم برای همیشه از فیض الهی محروم می شدند. خداوند متعال با حکمت بالغه اش آخرین حجت خود را به وسیله غیبت حفظ و صیانت نموده تا زمین از حجت حق خالی نماند.
۵) نداشتن یار و یاور :
یکی از علت های غیبت امام زمان علیهالسلام نبودِ انصار و اصحاب جهت یاری رساندن به آن حضرت است.
از روایات مختلف این نکته برداشت می شود که نصاب یاران حضرت مهدی علیهالسلام ۳۱۳ نفر می باشد که با تولد و رشد آنها ، یکی از موانع ظهور مرتفع می گردد. انصار و یاران حضرت را می توان به دو گروه تقسیم کرد :
▪ یاران خاص : که ۳۱۳ نفر می باشند و صفات و شاخصه هایی که در روایات ذکر شده ، مربوط به آنها می باشد و در زمان ظهور و حکومت جهانی حضرت ، تصدیِ مناسب مهم حکومتی را به عهده دارند.
از حضرت علی علیهالسلام روایت شده است که فرمودند : «یاران خاص قائم جوانند ، بین آنان پیری نیست مگر به میزان سُرمه در چشم و یا مانند نمک در غذا که کمترین مادّه غذا نمک است.» (۷)
از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند : «مردانی اند که گویی قلب هایشان مانند پاره های آهن است. هیچ چیز نتواند دل های آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شک و تردید سازد. سختتر از سنگ هستند و .... » (۸)
▪ یاران عام : نصاب معینی ندارند. در روایات تعداد آنها مختلف و در بعضی از آنها تا ۱۰ هزار نفر در مرحله اوّل ذکر شده است که در مکه با حضرت پیمان می بندند.
امام زمان علیهالسلام با این تعداد از یاران خاص و عام، قیام جهانی خود را شروع میکند.
۶) تعهد نداشتن نسبت به حاکمان جور :
امام صادق علیهالسلام فرمود : «قائم ما در حالی ظهور می کند که در گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نیست.» (۹)
برنامه مهدی موعود ، با سایر ائمه اطهار علیه السلام تفاوت دارد. ائمه علیه السلام مأمور بودند که در ترویج و انذار و امر به معروف و نهی از منکر تا سر حد امکان کوشش نمایند ، ولی سیره و رفتار حضرت مهدی علیهالسلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم سکوت نکرده ، با جنگ و جهاد، جور و ستم و بیدینی را ریشه کن مینماید.
اصلاً این گونه رفتار از علائم و خصائص مهدی موعود شمرده می شود. به بعضی از امامان که گفته می شد :
چرا در مقابل ستمکاران قیام نمی کنی ؟
جواب می داد : این کار به عهده مهدی ماست.
به بعضی از امامان اظهار می شد : آیا تو مهدی هستی ؟
جواب می داد : مهدی با شمشیر جنگ می کند و در مقابل ستم ایستادگی می نماید ولی من چنین نیستم.
به بعضی عرض می شد : آیا تو قائم هستی ؟
پاسخ می داد : من قائم به حق هستم ، لیکن قائم معهودی که زمین را از دشمنان خدا پاک می کند نیستم.
از اوضاع آشفته جهان و دیکتاتوری ظالمین و محرومیت مومنین شکایت می شد ، می فرمودند : قیام مهدی مسلم است ، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمکاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنین و شیعیان هم به این نویدها دلخوش بودند و هرگونه رنج و محرومیتی را بر خود هموار می کردند.
اکنون با این همه انتظاراتی که مؤمنین بلکه بشریت از مهدی موعود دارند ، آیا امکان داشت که آن جناب با ستمکاران عصر بیعت و پیمان ببندد که در صورت امضاء پیمان و بیعت ناچار باشد به عهد و پیمان خویش وفادار بماند و در نتیجه هیچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نکند ؛ زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.
از این رو در احادیث تصریح شده که یکی از اسرار غیبت و مخفی شدن ولادت حضرت صاحب الامر علیه السلام این است که ناچار نشود با ستمکاران بیعت کند تا هر وقت خواست ، قیام کند و بیعت کسی در گردنش نباشد.
امام حسن مجتبی علیهالسلام فرمود : «خداوند عزوجل ولادت او را مخفی می کند و شخص او را از دیده ها پنهان می سازد تا هنگامی که ظهور می کند کسی را در گردن او بیعت نباشد.» (۱۰)
ساعت هشت صبح.
من و اون تنها.
نشسته بود روینیمکتچوبی و چشاش خط کشيده بود به اسفالت داغ خيابون.
سير نگاش کردم.
هيچ توجهی به دور و برش نداشت.
ترکيب صورت گرد و رنگ پريدش با ابروهای هلالی و چشمای سياه يه ترکيب استثنايی بود.
يه نقاشی منحصر به فرد.
غمی که از حالت صورتش می خوندم منو هم تحت تاثير قرار داده بود.
اتوبوس که می اومد اون لحظه ساکت و خلسه وار من و شايد اون تموم می شد.
ديگه عادت کرده بودم.
ديدن اون دختر هر روز در همون لحظه برای من حکم يه عادت لذت بخش رو پيدا کرده بود.
نمی دونم چرا اون روزای اول هيچوقت سعی نکردم سر صحبت رو با اون باز کنم.
شايد يه جور ترس از دست دادنش بود.
شايدم نمی خواستم نقش يه مزاحم رو بازی کنم.
من به همين تماشای ساده راضی بودم.
دختر هر روز با همون چشم های معصوم و غمگين با همون روسری بنفش بی حال و با همون کيف مشکی رنگ و رو رفته می اومد و همون جای هميشگی خودش می نشست.
نمی دونم توی اون روزها اصلا منو ديده بود يا نه.
هر روز زودتر از او می اومدم و هر روز ترس اينکه مبادا اون نياد مثل خوره توی تنم می افتاد.
هيچوقت برای هيچ کس همچين احساس پر تشويش و در عين حال لذت بخشی رو نداشتم.
حس حضور دختر روی اون نيمکت برای من پر بود از آرامش ... آرامش و شايد چيزديگه ای شبيه نياز.
اعتراف می کنم به حضورش هرچند کوتاه و هر چند در سکوت نياز داشتم.
هفته ها گذشت و من در گذشت اين هفته ها اون قدر تغيير کردم که شايد خودمم باور نمی کردم.
ديگه رفتنم به ايستگاه مثل هميشه نبود.
مثل ديوانه ها مدام ساعت رو نگاه می کردم و بی تابی عجيبی روحم رو اسير خودش کرده بود.
ديگه صورتم اصلاح شده و موهام مرتب نبود.
بی خوابی شبها و سيگار های پی در پی.
خواب های آشفته لحظه ای و تصور گم کردن يا نيامدن او تموم شب هامو پر کرده بود.
نمی دونم چرا و چطور به اين روز افتادم.
فقط باور کرده بودم که من عوض شدم و اينو همه به من گوشزد می کردن.
يه روز صبح وسوسه عجيبی به دلم افتاد که اون روز به ايستگاه نرم.
شايد می خواستم با خودم لجبازی کنم و شايد ... نمی دونم.
اون روز صدای تيک تاک ساعت مثل پتک به سرم کوبيده می شد و مدام انگشتام شقيقه های داغمو فشارمی داد.
نمی تونستم.
دو دقيقه مونده به ساعت هشت ديوانه وار بدون پوشيدن لباس مناسب و بدون اينکه حتی کيفم رو بردارم دوان دوان از خونه زدم بيرون و به سمت ايستگاه رفتم.
از دور اتوبوس رو ديدم که بعد از مکثی کوتاه حرکت کرد و دور شد و غباری از دود پشت سرش به جا گذاشت.
من ... درست مثل يک دونده استقامت که در آخرين لحظه از رسيدن به خط پايان جا می مونه دو زانو روی آسفالت افتادم و بدون توجه به نگاه های متعجب و خيره مردم با چشمای اشک آلود رفتن و درو شدن اتوبوس رو نگاه می کردم.
حس می کردم برای هميشه اونو از دست دادم.
کسی که اصلا مال من نبود و حتی منو نمی شناخت.
از خودم و غرورم بدم می اومد.
با اينکه چيزی در اعماق دلم به من اميد می داد که فردا دوباره تو و اون روی همون نيمکت کنار هم می نشينيد و دوباره تو می تونی اونو برای چند لحظه برای خودت داشته باشی ... بازم نمی دونستم چطور تا شب می تونم اين احساس دلتنگی عجيب رو که مثل دو تا دست قوی گلومو فشار می داد تحمل کنم.
بلند شدم و ايستادم.
در اون لحظه که مضحکه عام و خاص شده بودم هيچی برام مهم نبود جز ديدن اون.
درست لحظه ای که مثل بچه های سرخورده قصد داشتم به خونه برگردم و تا شب در عذاب اين روز نکبت وار توی قفس تنهايی خودم اسير بشم تصويری مبهم از پشت خيسی چشمام منو وادار به ايستادن کرد.
طرح اندام اون ( که مثل نقاشی پرتره صورت مادرم از بر کرده بودم ) پشت نيمکت ايستگاه اتوبوس شکل گرفته بود.
دقيق که نگاه کردم ديدمش.
خودش بود.
انگار تمام راه رو دويده بود.
داشت به من نگاه می کرد.
نفس نفس می زد و گونه های لطيفش گل انداخته بود.
زانوهام بدون اراده منو به جلو حرکت داد و وقتی به خودم اومدم که چشمام درست روبروی چشم های بی نظيرش قرار گرفته بود.
دسته ای از موهای مشکی و بلندش روی پيشونيشو گرفته بود و لايه ای شبيه اشک صفحه زلال چشمشو دوست داشتنی و معصومانه تر از قبل کرده بود.
نمی دونستم بايد چی بگم که اون صميمانه و گرم سکوت سنگين بينمونو شکست.
- شما هم دير رسيديد؟
و من چی می تونستم بگم.
- درست مثل شما.
و هر دو مثل بچه مدرسه ای ها خنديديم.
- مثه اينکه بايد پياده بريم.
و پياده رفتيم ...
و هيچوقت تا اون موقع نمی دونستم پياده رفتن اينقدر خوب باشه.

?- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید
?- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق
?- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید
?- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید
?- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید
?- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!
?- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید
?- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید
?- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید
??- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید
??- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون
??- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید
??- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید
??- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!
??- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید
??- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده
??- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه
??- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده
??- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه
??- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید
??- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید
??- توی خیابون به یه قسمت از لباس یه دختر خیره بشید و بزنید زیر خنده (نمی دونید چه حالی می شه)
23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه
24-جلو یکی از دوست دخترهاتون مدام از قشنگی های اونیکی بگید
25- با دوست دخترتون برید درکه پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود
??- از یه دختر که ساعت نداره ساعتو بپرسید بعد که گفت نداره بگید اشکال نداره خودم دارم
5)دوره دانشگاه :
• ۲۴ ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غيبت نکن
• با دختر شمسیخانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خيابونها رو متر نکن
• تو سياست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• با مأمور پليس کلکل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبايلت رو Reject نکن
• همه رو دودره نکن
6)دوره سربازی :
• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بیاحترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• با دختر شمسی خانوم نامهنگاری نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن
7)پس از ازدواج :
• با زنت زیاد شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
• به زنت خيانت نکن
• با دوستانت الواتی نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای ديگه زیر چشمی نگاه نکن
• حلقه ازدواجت رو قايم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
8)دوره پدر بودن :
• به بچّه بیتوجّهی نکن
• بچّهت رو با بچّههای ديگه مقايسه نکن
• بچّهت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشويق نکن
• با بچّه کلکل نکن
• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
• به مادر بچّه بیتوجّهی نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلالزاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشمپوشی نکن
(9 دوره پيری :
• برای بچّههات مزاحمت ايجاد نکن
• نوههات رو لوس نکن
• با پيرزنهای ديگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• هوس جوونی نکن
• با زنت بیوفايی نکن
• از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضايتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
(10 دوره پس از مرگ !
• حالا ديگه دوره نکن نکن تموم شد! حالا هر غلطي دلت میخواد بکن ...
• ...بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... فقط خواهشا' با روح دختر شمسی خانوم کاری نداشته باش !!!

الان که دارم این نوشته را تایپ می کنم هیچ حس خاصی نسبت به هیچی ندارم . فقط می خوام ذهنیات خودم رو به همراه وقایع اطرافم روی کاغذ نوشته باشم . مطمئن باشید اصلا هیچ چیز را پاک نمی کنم و همه چیز رو همونطوری که هست نشون میدم . شاید واسه بعضی ها جالب نباشه که من بخوام از این شاخه به اون شاخه بپرم ولی من می خوام اینکار رو در تمام متن این نوشته انجام بدم . لازم بذکر که طبع این نوشته کاملا عامیانه است . و هر طور راحت باشم می نویسم .
همه چیز از اونجایی شروع شد که من در یکی از شبای گرم تابستون می خواستم بخوابم اما خوابم نمی برد . به فکر افتادم . شاید واسه همه اتفاق بیفته که شب ها خوابشون نبره و به خیلی چیزا فکر کنن . به این فکر کردم که چرا من تو زندگیم یه هدف خاص رو دنبال نمی کنم و تمام زندگیم یه روال عادی داره و روزمرگی همه این زندگی رو پر کرده . طوری که هر روز ظهر از خواب بلند می شم شاید کاری داشته باشم که انجام بدم و شاید هم نداشته باشم . تمام اوقاتم رو به پای کارای بیهوده طی می می کنم تا شب می شه و می خوابم . یعنی چرا باید یه جوون به سن و سال من اینقدر زندگی براش سخت باشه و عذابش بده . خلاصه که اینا همش از بی هدف بودن ریشه می گیره . شاید چیزای دیگه هم دخیل باشن اما من با اونا کاری ندارم چون وقتی فکر می کنم می بینم درست نیست ادم گناه خودش رو تقصیر دیگران بندازه ولی با تمام این اوصاف من گناه بی هدف بودنم رو تقصیر همه می ندازم به جز خودم .
می گم این چه وضع زمونه است که همه جا رو تورم و گرونی بی داد می کنه و برکت از سفره همه رفته خلاصه از این حرفایی که بزرگا می زنن به خودم می زنم و خودم رو آروم می کنم تا بالاخره تقصیر بی هدف بودن گردن خودم نیفته .
اما واقعا این درسته که پدر من سال 1340 ماهی مثلا 10 هزار تومن حقوق بگیره و خونه 100 هزار تومن باشه ؟
اما الان حقوق پدرم 300 هزار تونه و قیمت خونه 100 میلیون . اون موقع پدرم با حقوق یه سالش می تونست یه خونه عالی در بهترین منطقه بگیره اما الا با این حقوقش می تونه بعد از حدود 40 سال بعد یه لونه مرغ تو بدتری منطقه تهران بخره . اینم ناشی از بی هدف بودن . شاید بی هدف بودن یه کشور . همیشه توی برنامه کاری کشور هدف رشد و ارتقا موج می زنه و همه می گن ما باید کار کنیم تا کشورمون رو بسازیم ام اینطوری نمیشه . من الان هدفم رو انتخاب کردم که رشد و تکامل باشه اما آیا این درسته که فقط هدفم رشد و تکامل باشه و بازم تا ساعت 2 بعد از ظهر بخوابم ؟
نه درست نیست که همه چیز رو حرف بنا بشه . آدم باید یه همتی هم داشته باشه و آستین بالا بزنه ولی به خدا من آستینم رو تا ته زدم بالا اما کاری از پیش نمی برم . چون هیچ پشتوانه ای ندارم برای اینکه بتونم دنبال یه کار رو بگیرم و برسم به هدفم . پس تا الان چند تا مرحله رو پشت سر گذاشتیم که اول باید هدف باشه بعد اوضاع خوب تا عالی برای زندگی بعد همت و حالا هم پشتوانه اما بازم اینا کافی نیست ، هست ؟
نمی دونم اینا واسه رسیدن به هدفم کافیه یا نه ؟ اصلا هدفم رو درست انتخاب کردم یا نه ؟ کی می دونه شاید درست انتخاب کرده باشم اما اوضاع بد باشه . من که همت کردم چرا ب هدف نمی رسم ؟ شاید پشتوانه ندارم ؟ اما پشتوانم کیه ؟ پول و مادیات یا ایمان و عقاید ؟
یه گروه از کارشناسان محترم می گن پشتوانه زندگی ایمان به خدا و پایبند بودن به عقاید است اما آیا این کافیه ؟
بله کافیه اما واسه کسی که هدفش رشد و تعالی معنوی باشه . اصلا هدف من رشد و تعالی معنویه یا مادی ؟ می خوام برسم به خدا یا فقط می خوام بتونم زندگیه دنیاییم رو خوب بگذزونم ؟؟ نمی دونم . کی باید بهم کمک کنه ؟
هیچکس نمی تونه کمکم کنه به جز خودم . خودم باید به جز هدف و همت و پشتوانه یه فانوسی برای ادامه راه پیدا کنم و این فانوس عقل آدماست .
و از همه چیز مهم تره چون آدمی بتونه راه رو درست بره نیازی به هیچکس نداره . . . . . . . . . .
خیلی خوب است که با رفتار سایر مردها با زن ها آشنا شوید. با این کار پی به نکات زیر می برید:
*
زبان غیر کلامی (حرکات بدن) را که باعث جذب خانم ها می شود را بهتر یاد می گیرید.
*
شما ژست های آقا و طرز صحبت کردن او را می بینید و همچنین شاهد عکس العمل خانم نیز هستید.
*
همچنین می توانید با مردهایی که رفتار خوبی با خانم ها دارند، ملاقات کنید و پس از مدتی با آنها دوست شوید. کار آسانی است. فقط کافی است که بگویید "تو واقعا فوق العاده ای، بذار برات یه نوشیدنی بخرم، یک چیزهایی هست که باید ازت یاد بگیرم" یک لیوان نوشیدنی برای ایجاد هوش و ذکاوت کار پرخرجی نیست.
یک مرد چگونه می تواند در زمان گفتگو با یک خانم "منجمد" نشود؟
در این قسمت من به آقایون پیشنهاد می کنم که از قبل حرف هایی را آماده کرده و در ذهن خود داشته باشند. می توانم به شما چند پیشنهاد کلی بدهم....
*
"تو منو دوست داری"
*
"من فکر می کنم رابطمون به جایی نمی رسه"
*
"زیاد به خودت مغرور نشو، باشه؟"
این 3 مورد می تواند برای همیشه شما را به سمت جلو هدایت کنند.
نکته جالبی که در هر 3 نکته بالا وجود دارد این است که شما تقریبا در هر موقعیتی می توانید از آنها استفاده کنید.
مثلا فرض کنید که شما دختری را اذیت می کنید و او هم می خندد و به شما ضربه میزند. شما خیلی جدی به او نگاه کنید و بگویید " تو دوستم داری"
خیلی عالیه. شما به سادگی می توانید از تمام "معیار" هایی که در بالا ذکر شده، استفاده کنید.
نکته این جاست که در هر موقعیتی باید 2-3 پاسخ آماده داشته باشید. 3 مورد بالا را آنقدر تمرین کنید تا بتوانید به راحتی از آن استفاده کنید. اگر بر روی موضوعات مختلف تمرکز کنید به راحتی می توانید به موارد جدیدی نیز دست پیدا کنید.
به خاطر داشته باشید: همیشه نباید حرف های قشنگ تحویل خانم ها بدهید. پیش از هر چیز باید شماره تماس و یا mail خود را به او بدهید. اصلا نگران بامزه بودن نباشید، فقط به این فکر کنید که باید وارد مراحل بعدی بشوید.

.jpg)
چه موقع باید "علاقه" خود را به همسر آینده تان ابراز کنید؟
.jpg)
چيه؟ فکر کردی يه اس ام اس جديده؟ يا فکر کردی کارت دارم؟ نه بابا فقط ميخواستم بگم دوست دارم!!!!
بوسه اسم است چون عمومي است . بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي. بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مبهوت مي کند. بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست. بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل مي کند.
دنیا رو می بینی؟ وقتی یکی رو دوست داری اون دوست نداره، وقتی یکی دوست داره تو دوسش نداری. دو نفر هم که همدیگر رو دوست دارن هیچ وقت به هم نمیرسن
مثل شقایق زندگی کن کوتاه امازیبا مثل پرستو کوچ کن فصلی اما هدفمند مثل پروانه بمیر دردناک اما عاشق
توی آسمون دنیا هر کس ستاره داره چرا نوبت ماست آسمون جایی نداره؟؟؟
زندگی را دوست دارم نه در قفس..... بوسه را دوست دارم نه در هوس.... تو را دوست دارم تا آخرین نفس...
دیوانگی عاشق بیماری نیست.در واقع او تنها انسان تندرست است.تنها انسان جامع است و یگانه انسان مقدس.چون از دهلیز دل دوباره با زندگی بیوند یافته است
تولدت مبارك، هان؟ ببخشيد، پيوندتان، نه، يعني برد غرور آفرين تيم، نه، چيزه، ماه مبارك رمضان، نه، اصلا ولش كن، دوست دارم!
ببينم، اگه يه روز از خواب بيدار بشي و ببيني: اون كه دوستش داري گذاشته رفته . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اونوقت، صبحانه چي ميخوري؟
زندگي بدون عشق مثل شورت بدون كش ميمونه، اگه توي زندگي عاشق نباشي مجبوري كه شورتت رو با دست نگه داري!
توي دنيا دو تا نابينا ميشناسم، يكي تو كه هيچ موقع عشقم رو نديدي، يكي من كه كسي رو جز تو نديدم!
اگه يه شب به آسمون نگاه كردي و هيچ ستارهاي نبود، حاضرم تا صبح برات چشمك بزنم تا بشم تك ستاره آسمونت!
تنهاييهام با تو، خوشبختيهام با تو، مهربونيهام با تو، سختيهام با تو، توي صحرا با تو، توي دريا با تو، تو آسمونها با تو، چيپس جديد با تو!
سه چيز قلب من است: عشق، پول، خوشبختي! نترس، تو رو يادم نرفته، تو ضربان قلبمي!
سالها پیش از کنار دریا عبور کردی اما هنوز امواجش برای بوسیدن جای پایت می آیند و می روند .
کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد در میان لحظه ها ! لحظه ی دیدار را نزدیک کرد.
جرم نکن جرم کردي اعتراف بکن اعتراف کردي نامردي نکن نامردي کردي زندگي نکن
مرگ آن نيست كه در قبر سياه دفن شوم / مرگ آن است كه از خاطر تو با همه خاطرهها محو شوم!
ديوانه بمانيد اما مانند عاقلان رفتار كنيد،خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد كه بدون جلب توجه متفاوت باشيد...
عشق یک حادثه است و جدایی یک قانون پس بیا حادثه ساز و قانون شکن باشیم
در مكتب ما رسم فراموشي نيست / در مسلخ ما عشق هم آغوشي نيست / مهر تو گر به هستي ما افتاد / هرگز به سرش خيال خاموشي نيست!
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي، هرگاه زير پايت خشخش برگها را احساس كردي، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره خاموش ديدي، براي يك بار در گوشهاي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير!
اگر C=3 - B=2 - A=1 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . و بالاخره Z=26 آنوقت L+O+V+E=54 و F+R+I+E+N+D+S+H+I+P=108 و جالبه كه «دوستي» دو برابر «عشق» است!
در 4 جا 4 چیزو خیلی دوست دارم: 1)تو آسمون خدارو 2)تو زمین خودمو 3)تو خودم قلبمو 4)تو قلبم تو رو
كريستال، حشيش، ترياك، هروئين، شيشه، ويسكي، آبجو، كنياك، ناس، گراس، ودكا . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . همه اينها رو ميشه ترك كرد ولي تو رو نميشه ترك كرد، معتادتيم!
نميدانم تا كدامين طلوع خوام ماند و در كدامين غروب خواهم رفت اما دوست دارم تا آخرين لحظه بودنم تو را . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . سر كار بزارم!
اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچهتو بگيره، مثل سوسك ازت بالا بره، مثل انگل تو وجودت باشه، مثل عقرب نيشت بزنه و مثل اساماس هميشه واست بياد!
تو + عشق = زندگي، زندگي + تو = آرامش، من - تو = ديوانگي، ديوانگي + عشق = تو، زندگي - تو = مرگ!
از كساني كه مسيج جديد ندارند، بوس هم ميپذيريم. آدرس ما: دبيليو، دبيليو، دبيليو، داد داد، نداد، به زور ميگيريم دات كام!
میدوني فرق تو با ماه چيه؟ ماه فقط شبا اونم شباي بدون برف و بارون زيباست، ولي تو چه شب باشه چه روز، چه برف باشه چه بارون، هميشه زيبايي
هيچ وقت مغرور نشو، برگها وقتي مي ريزند كه فكر ميكنند طلا شدند
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت... بیچاره از این عشق سوختن آموخت... فرق من و پروانه در این است... پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت...
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر...
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم... مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم
جاده خوشبختی تقریبا همیشه مسدود است؛ لطفاً کمی حوصله کنید تا به مقصد برسید.
ستاره ها وقتي ميشكنن ميشن شهاب اما دلي كه ميشكنه ميشه يه سوال بي جواب . .
خدايا به آنان كه ادعاي عاشقي تو را دارند بياموز . . . كه بزرگترين گناه شكستن دل آدميان است ...
خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش ؛ يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه
از هزاران یک نفر اهل دلند(ان هم تویی)ما بقی تندیسی از اب و گلند..
انواع بوس: 1.بوس صورت : دوست داشتن 2. بوس پيشاني : آرامش 3.بازو: شوخي كردن 4.لب : عاشق بودن 5. گردن : نياز داشتن
زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که:با لبخندت زندگی می کنن.از نفست آرام می گیرندوبه امیدت زنده هستند
عشق مثل ساعت شني ميمونه قلب پر ميكنه عقل خالي
غمگينترين لحظات را از سوي كس تجربه ميكني كه شيرينترين خاطرات را با او داشتي
پس از مرگم تو اي زيبا نگارم بيا با جمع ياران بر مزارم سرت خم كن بزن يك بوسه بر خاك كه در زير خاكم چشم انتظارم
ميدوني فرق تو با يانگوم چيه؟ يانگوم جواهري در قصر بود ولي تو قصر جواهري
فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست
دوثت دارم دوصت دارم دوسط دارم دوثط دارم دوصط دارم دوست دارم. خلاصه همه جوره دوست دارم...
عمري با غم عشقت نشستم... به تو پيوستم واز خود گسستم ... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .
در انتظار کسي باش که مايل باشد حتي در زماني که در ساده ترين لباس هستي،تو را به دنيا نشان دهد
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است.
هرگز به کسی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری... هرگز به کسی محبت نکن وقتی قصد شکستن قلبش را داری... هرگز قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری.
جاده خوشبختي در دست تعمير است دور بزن اين اسمش تقديره
کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود / و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
کاش هرگز در محبت شک نبود
تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است
واژه ی تلخ خیانت هک نبود
kash hargez dar mohabat shak nabood
tak savare mehrabani tak nabood
kash dar loohi ke bar jan o del ast
vazheye talkhe khianat hak nabud
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!
dela dishab che mikardi to dar kooye habibe man?
elahi khoon shavi ey del to ham gashti raghibe man??!!!
تا روزي كه رفتي مي پنداشتم عشق همه اش شيريني است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز مي شود..
ta roozi ke rafti mipendashtam ke eshgh hame ash shirini ast...!!! ama an rooz cheshmanat be man amukht ke ba akharin negah ast ke avalin ranj aghaz mishavad!
تو را براي وفاي تو دوست مي دارم، و گرنه دلبر پيمان شكن که فراوان است..
tora baraye vafayat doost midaram vagarna delbar peiman shekan ke
اگر بوي گلي را دوست نداري لا اقل شاخه هايش را نشكن
agar booye goli ra doost nadari la'aghal shakhe hayash ra nashkan
تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است..
to miravi o man faghat negahat mikonam, ta'ajob nakon ke chera gerye nemikonam! , bi to yek omr forsat baraye geristan daram ama baraye tamashaye to hamin yek lahze baghist....
یادمه که همیشه بهم میگفتی برو من پشتتم..
ولی هیچوقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم!
yadame hamishe behem migofti boro man poshtetam...
vali hich vaght fekre oon khanjari ke poshtet ghayem karde budi ro nemikardam
تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر
to ra be yade an ruz....tora be golbarg haye khoshk an roz khoshkide...tora be rooze aval bar didanat... tora be avalin negahe asheghane...tora be yade ruze nayamadanat.....tora be tanhayee e rooze raftanat.... tora be booye barune rooze bargashtanat..... Tanhayam magozar!!!
گل اگر خار نداشت
دل اگر بي غم بود
اگر از بهر پرستو قفسي تنگ نبود
زندگي عشق اسارت قهر آشتي همه بي معنا بود
gol agar khar nadasht
del agar bi gham bood
agar az bahre parastoo ghafasi tang nabood
zendegi, eshgh. esarat. ashti hame bi ma'na boood
قشنگترين لحظه هامو با سخت ترين دقايقت عوض مي كنم تا بدوني چقدر دوستت دارم
ghashang tarin lahze hamo ba sakht tarin daghayeghet avaz mikonam ta bedooni cheghadr doostet daram....
كاش مي شد تو روزگارت
تو بهار موندگارت
ميون اين همه يارت
من باشم دار و ندارت
kash mishod too roozegaret
too bahare moondegaret
mioone in hame yaret
man basham dar o nadaret
ديوانه را محبت آرام ميکنه، من رو محبت تو ديوونه ميکنه
divane ra mohabat aram mikone, man ro mohabate to divoone mikone....
حقيقت و عشق تنها مفاهيمي هستن که ارزش زندگي کردن براي آنها وصد البته ارزش مردن براي آنها وجود دارد
haghighat o eshgh tanha mafahimi hastand ke arzeshe zendegi kardan baraye anha va sad albate arzeshe mordan baraye oonha vojod dare
برای تو 9 تا دل وجود داره : 1-دلت 2-دل برت 3-دلدارت 4-دل نگرونت 5-دلواپست 6-دلتنگت 7- دلپریشونت 8- دلبندت 9-قربون دلت
vase to ((9))ta del vojod dare:1.delet.2delbaret.3.deldaret.4.del negronet.5.del vapaset.6.detanget.7.del parishonet.8.del
bandet.9.ghorbone delet.....
آدمای خوب از یاد ما نمیرن، از دل نمیرن، از ذهن نمیرن، ولی زودتر از اونی که فکرشو کنی از پیشت میرن!
adamaye khub az yad nemiran,az del nemiran,az zehn nemiran,vali zudtar az uni ke fekresho koni az pishet miran
روی یک طاقچه سنگی ... میون دو قاب رنگی ... بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی ... عکس تو، تو قاب خاتم ... در حصار خالی از غم ... حتی در مرگ تن من ... نمی گیره رنگ ماتم ....
آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست ....
كاش كي ميشد بعضي ها كمي انسان بودند و چشمان كور خود را باز ميكردند و اگر شهامت داشتند دل انسانها را با شکستن دل ديگر انسانها مثلا شاد نميكردند .....
ای همیشه مهربان تا ابد با من بمان بی تو تنهاترین تنهای عالم میشوم ... بی تو هم پیمانه با غم میشوم ... بی تو لبخند از لبانم میرود ... بی تو برق از نگاهم میرود ....
ستارگان سوگند مي خورند مرا ديده اند !! به هنگامي که بر جنازه ي خويش مي گريستم و بر شاخساران آسمان که مي خشکيد چرا که ريشه هايش در قلب من بود و من مرداري بيش نبودم که دور از خويشتن با خشمي به رنگ عشق حسرت بر دور دست بلند تيزه نگران جان اندوهگين خويش بود ...
دريغا، مسکين تن من ! که پست اش کردم به خيال باطل که بلندي روح را به جز اين راه نيست آنکه تن ام، به خواري بر سر راه افکندي! آه!! بايد که بر اين اوج بي بازگشت در تنهايي بميرم .....
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی ....
عشق از دوست داشتن پرسيد: فرق من و تو چيست؟ پاسخ داد: من با يک سلام شروع مي شوم و تو با يک نگاه ... من با يک دروغ از بين مي روم و تو با مرگ ...
خواستم برايت هديه اي بفرستم: گل گفت مرا بفرست چون مظهر زيبايي ام ... خار گفت مرا بفرست تا بر چشم دشمنانش فرو روم ... خورشيد گفت مرا بفرست چون روشني بخشم ... عاقبت دل از سينه ام بيرون جست و گفت : مرا بفرست چون دوستش دارم ....
يکي محبت مي کنه .... يکي ناز مي کنه ! اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست ....
خداوندا ! غرورم را شکستند ... پل سبز عبورم را شکستند .... چه بی رحمانه در پاییز غربت ... دل سنگ صبورم را شکستند ...
من اهنگ غریب روزگارم ... غمی در انتهای سینه دارم .... تمام هستی ام یک قلب پاک است ... که ان را زیر پایت می گذارم ...
قلبم محکوم شد به شکستن ... غرورم محکوم شد به شکستن ... احساسم محکوم شد به بازی گرفتن ... چشمانم محکوم شدند به باریدن ... اما عشقت محکوم شد که بماند در تکه تکه قلبم و قطره قطره ی جونم ...
دل می گیرد و میمیرد و هیچ کس سراغی از ان نمی گیرد ... ادعای خدا پرستیمان دنیا را سیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم ... غرورمان را بیش از ایمان باور داریم حتی بیش از عشق ...
هرگاه دلت هوایم را کرد به اسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند ...
اگر تمام شب رو براي از دست دادن خورشيد اشك بريزي ، لذت ديدن ستاره ها رو هم از دست ميدي ...
متين ترين كلمه "عشق" جذاب ترين كلمه "آشنايي" پاكترين كلمه "وجدان" تلخترين كلمه "جدايي" زشترين كلمه "خيانت" سخت ترين كلمه "تنهايي" بد ترين كلمه "بي وفايي ...
رنگ ها هم راه و روش زندگی کردن را نیز به انسان ها می آموزند: سفید پاکی و تمیزی ... زرد سر افرازی و سربلندی ... نارنجی نشاط و سرزندگی ... صورتی ملایمت و لطافت ... قرمز عاشق بودن ... بنفش خجالت و شرم ... سبز جوانی و تازگی ... آبی آرامش ... قهوه ای پایداری و استقامت و صبر ... خاکستری بارانی بودن و مشکی شوق و ذوق را! پس بیایید رنگارنگ زندگی کنیم ....
رسم زمونه اینه : تو چشم می زاری ، من قایم می شم ... اونوقت تو یکی دیگه رو پیدا می کنی ...
همه ي آرزوها تو يادداشت کن ... نه به خاطر اينکه خدا فراموشکاره ... يادداشت کن تا هميشه يادت بمونه همه ي اين چيزايي که داري , 1 روز آرزوت بوده ....
بارون بهونه است ، اسمون نمی تونه اشکاشو نگه داره ...
زندگي چيست ؟ بلوغ با شهوت / عشق با ذلت / ازدواج با حماقت / فرزند با مصيبت / مرگ با وحشت / تکرار تا اين است اينست بازي تلخ طبيعت ....
روز اول پيش خود گفتم ديگرش هرگز نخواهم ديد ... روز دوم باز گفتم ليک با اندوه و با ترديد ... روز سوم هم گذشت اما بر سر پيمان خود بودم ... ظلمت زندان مرا مي کشت باز زندانبان خود بودم ... روزها رفتند و من ديگر خود نمي دانم کدامينم ... ان من سرسخت مغرورم يا من مغلوب ديرينم ... بگذرم گر از سر پيمان مي کشد اين غم ... دگر بارم مي نشينم شايد او ايد عاقبت روزي به ديدارم ...
افسوس ان زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم ... ان زمان که دوستمان دارند لج بازي مي کنيم ... بعد براي ان چه از دست رفته اه مي کشيم ....
بعضی ها اونقدر روحشون بزرگ و با عظمت که تا وقتی هستم عقلمون نمی تونه وسعت مهربونی شون رو درک کنه ، اما وقتی میرن ، جای خالی شون رو به وسعت یه دریا کنارمون حس می کنیم ....
قلبم سر شار از تمنا بود و قلبت سر شار از نیاز ... دستهایمان دور از هم چیزی کم داشت ، اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار عشقمان بود ... باز هم نگفتی و نگفتم .... هیچ نگفتیم ...
پارسال با او در زير باران راه می رفتم ... امسال راه رفتن او را با دختر ديگری در زير باران اشک هايم ديدم ... شايد باران پارسال اشکِ دختری ديگر بود ...
اگر کليد قلبي را نداري ، قفلش نکن ... اگر کسي را دوست داري ، خردش نکن ... اگر دستي را گرفتي ، رهايش نکن ... مراقب گرماي دلت باش ، تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند ...
تو باراني و من باران پرستم - تو دريايي , من امواج تو هستم - اگر روزي بپرسي باز گويم : تو من هستي و من نقش تو هستم...
اي کاش براي سوزش عشق دادگاهي بود که وکيل آن اشک محکوم آن عاشق و تمام حضار عاشقان و معشوقان بودند ...
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود.کاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج و از دريا نبود. کاش بودي تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود.کاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پر سوز و پر سرما نبود. کاش بودي تا فقط باور کني بعد از تو اين زندگي زيبا نبود
چه مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را پنهان كرديم
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمونهم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
تحقیر می شدم که تو قدّ جهان شدی ... با روح بغض کرده ی من مهربان شدی ... سرما گرفته بود دو دست مرا که تو ... در این دو قطب یخزده آتشفشان شدی ... روح مرا سکون غریبی گرفته بود ... دریا شدی و باد شدی، بادبان شدی ... تسخیر کرده بود مرا دست های خاک ... تو آمدی و بال مرا آسمان شدی ... چیزی نداشتم همه از دست رفته بود ... اما برای من تو زمین و زمان شدی ... پس من تمام وسعت خود را دعا شدم ... شاید تو مستجاب شوی، ناگهان شدی ...
بوسه اسم است، چون عمومي است .. بوسه فعل است، چون هم لازم است هم متعدي .. بوسه حرف تعجب است، چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند .. بوسه ضمير است، چون از قيد انسان خارج نيست .. بوسه حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل ميکند ....
چشمات وقتي زيباست كه مال اشك باشه ... اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه ... عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه ... تو وقتي زيبايي كه مال من باشی ....
اگه بهترین دوستم نیستی ، اقلا بهترین دشمنم باش ... اگه غمخوارم نیستی ، اقلا بزرگترین غمم باش ، هر چه هستی همیشه بهترین باش ... چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند ، پس در بدترین خاطراتم بهترین باش .....
روزی مجنون پای سگی را بوسید ... مردم گفتند: چرااین کار را کردی ؟ گفت: چون گاه گاهی کوی لیلی می رفت ....
همیشه تو زندگی تلخ ترین لحظات رو یکی می سازه که یه روز قشنگ ترین لحظه ها رو ساخته بود ....
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ... به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد ... و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است ....
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روز مثل گل نيلوفر تنها بشم ... سريع از کنار مرداب دور شدم ... حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده ....
هديه اي که براي تولد من اورده بود يک تابلو بود که به خط درشت رويش نوشته بود : ((زندگي پوچ و بي معناست)) درصورتي که او هميشه به من مي گفت: ((تو تموم زندگي مني))
دوستي شوخي سرد آدمهاست ... بازي شيرين گرگم به هواست ... واسه كشتن غرور من و تو ... دوستي توطئه ثانيه هاست ...
بيا در ساحل غمناک بودن ، براي لحظه اي يک رنگ باشيم ... بيا تا مثل شب بوهاي عاشق ، شبي هم ما کمي دلتنگ باشيم ... بيا تا در لحظه سرخ نيايش ، رود روي ابر پاک و ساده باشيم ... بيا هر وقت باران باز باريد ، براي گل شدن آماده باشيم ....
اي كساني كه مامور دفن من هستيد ، گوش فرا دهيد : تابوت مرا در جاي بلندي قرار دهيد ، تا باد بوي مرا به سرزمين عاشقان ببرد ... چشمان مرا باز بگذاريد ، تا همه بدانند كه چشمان من در آرزوي ديدن تنها گل باغ دلم چقدر حسرت كشيدند ... دستان مرا از تابوت بيرون بگذاريد ، تا همه بدانند كه دستان من به معبود خويش نرسيده ... روي مرا با پارچه سياهي بيوشانيد ، تا همه بدانند كه روزهاي من در سياهي گذشته است ... و روي قبر من يك تكه يخ بگذاريد ، تا وقتي آب مي شود ، احساس كنم كه معبودم دارد برايم اشك مي ريزد ....
خداوندا برای درد و غم درمان ندارم ... برای بی کسی یاری ندارم .... میان خانه های بی کبوتر ، خدایا من پر و بالی ندارم ... دل من صد هزاران ناله دارد ... درو ن این دلم غم خانه دارد ... به روی خشت های بی نشانه ، غم و دردند که با هم ناله دارند ... درون قلب من امیدها بود ... درون سینه ام فریادها بود ...
سکوتم را به باران هديه کردم ... تمام زندگي را گريه کردم ... نبودي در فراق شانه هايت ... به هر خاکي رسيدم تکيه کردم
یه پسر و دخنری عاشق همدیگه بودن . می خواستن با هم ازدواج کنن ، اما این وسط یه مشکل به وجود میاد ... اونم اینه که دختره به پسره خیانت می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه ...پسره به محض شنیدن این خبر ، 300 م.م به خودش بنزین تزریق می کنه ، اما نمی میره خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده ... یه روز دختره با کمال پر رویی میره ملاقاتش ... پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو بر میداره و دنبال دختره می کنه ... پسره بدو ، دختره بدو ، تا اینکه بالاخره پسره می گیرش . دستشو بالا می بره که با چاقو بزنتش که یه دفعه بنزین تموم می کنه ... پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید ...
وقتي 1 سيب گاز ميزني و يک کرم درسته ميبيني زياد ناراحت نشو . وقتي ناراحت بشو که 1 کرم نصفه ببيني .
زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد ... روبهي آمد و گفت : ايول چه بالي ، چه دمي ، عجب تيريپ خفن سياهي ، مشکي رنگ عشقه ، يه آواز بخون حال کنيم ... زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...
سهراب سپهري ورژن 2008:هر کجا هستم، باشم به درک
! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو
ويژگيهاي پسران با کلاس 1. برداشتن ابرو به مقدار کافي 2. کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار 3. بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري امريکا 4. نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست 5 . بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني 6. گوش دادن موسيقي بدون کلام 7. نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا 8 . اظهار عدم تمايل به ازدواج 9. تظاهر به عصبي بودنمنبع:http://www.sun-boyz.blogfa.com/
/Image068.jpg)
تولدت مبارک...ها؟ ببخشید پیوندتان...نه، یعنی برد غرور آفرین تیم....نه چیزه!!!! ولش کن دوست دارم..!!!!
اگه عاشق شدي و مي خواي به عشقت برسي به توصيه ي زير توجه كن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اي شيطون ، مچتو گرفتم
حالا تعريف كن طرف كيه ؟!!
تو که آهسته میخوانی قنوت گریه هایت را
میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پایان
آب را پر از بوسه های بی پاسخ می کند.
اگر مثل خون توی رگ هام بودی
برای دیدنت روزی هزار بار شاه رگم رو میزدم
تاریکی رو دوست دارم اگه تو کنارم باشی
تنهایی رو دوست دارم اگه تو کنارم باشی
مرگ رو دوست دارم اگه به یادم باشی
تو رو دوست دارم حتی اگه به یادم نباشی
در مکتب ما رسم فراموشی نیست
در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست
مهر تو اگر به هستی ما افتاد
هرگز به سرم خیال خاموشی نیست
سه نفر تو قلب من جا دارن:
1-خدا 2-مادرم 3-پدرم
آخی تو نیستی؟........
.
.
.
.
.
.
.
تو ضربان قلب منی!!!
ژ
اگه یه روزی فرشته ها بخوان تو رو زودتر ببرن
بهشون میگم که از قدیم ؛
ماهی رو با تنگش میبرن!
سلام ؛ من پستچی هستم
با پست سفارشی واستون یه بوس فرستادن
اگه ممکنه لپ تون رو جلو بیارین تحویل بگیرین
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است
درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش
خداوند به هر پرندهای دانهای میدهد، ولی آن را داخل لانهاش نمیاندازد
آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید
هتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی
كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند
اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش
براي دو روح چه چيز با شکوه تر از اين که احساس کنند به هم پيوسته اند تا در سکوت خاطرات نگفتني به يکديگر توان ببخشنند
جرج اليوت
زماني که شکوفه هاي قرمز در آمدند
شاخه اي از ان را بچين به نزد من بيا
تا اين نشانه اي از عشق مان باشد
وانگ وي
عشق خود يک عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است
شکسپير
دنيا فقط به عشق نياز دارد به عشق شيرين
اين را وقتي غمگينم مي فهمم
بهتر است عاشق باشيم و ببازيم تا اين که هرگز عاشق نباشيم
آلفرد تنيسون
سخاوت من مانند دريا بيکران است هر قدر عميق تر و بيشتر عشق بورزم. بيشتر خواهم داشت و هر دوي مان جاودان خواهيم بود
شکسپير-روصو و جوليت
عشق تمامي احساسات را بر مي انگيزد احساساتي که بدون عشق چيزي جز پوچي نيستند
رابرت ساواتي
زندگي يعني عشق تمام چيزهايي که من فهميدم به اين خاطرفهميدم که عشق مي ورزم
هر چيزي که هست هر چيزي که وجود دارد به اين دليل است که عشق مي ورزم
تولستوي- جنگ وصلح
کلمه اي که ما را از تمام مسائل و دردها آزاد مي کند آن کلمه عشق است
سوفوکل
حتي اگر آن را پنهان کنم در صورتم عشق و انس من آشکار است
چند دفعه از من پرسيده بود چيزي تو را آ زار نمي دهد
تابرا نوکانموري
عشق تنها مرضي است که مريض از آن لذت ميبرد
افلاطون
چه قدر تو را دوست دارم ؟بگذار بشمارم تو را به عمق و پهنا و ارتفاعي که روحم مي تواند بپيمايد دوست دارم.
در ان حالي که روحت به پرواز در مي آيد و به فيض الهي مي رسم
اليزابت بارت براونينگ
کساني که شهامت عاشق شدن را دارند بايد شهامت درد کشيدن را هم داشته باشند
آنتوني ترولوپه
کسي که عشق خود را ابراز نکند عاشق نيست
جان هيوود
عشق مانند سرخک مي ماند همه ي ما بايد مبتلا شويم
جرومي . کي . جرومي
آه اين روزهاي ملال آور کي تمام خواهد شد و خواهد گذشت تا نزد معشوقم برگردم
ادموند اسپنسر
دو روح با يک ديدگاه مشترک دو قلب که با هم مي تپند
ماريا لوول
عشق چراغ روشنايي بخش زندگيست
تاگور
در قلب خود عشق را بپرور زندگي بدون عشق مانند باغي بدون نور آفتاب است که گل ها در آن مرده اند
اسکار وايلد
شمابه علت حمل مرام و داشتن صفا و معرفت به حبس ابد درقلب من محكوم هستيد!![]()
دل تو اولين روز بهار... دل من آخرين جمعه سال... و چه دورند و چه نزديک به هم!
بازيچه دست يار بودن عشق است
در پنجه غم شکار بودن عشق است
در محکمه اي که يار باشد قاضي
محکوم طناب دار بودن عشق
امروز بهترين ساعتم رو شکستم... چون لحظه هاي بي تو بودن را به رُخم مي کشيد.
اي نگاهت رونق فرداي من در تومعنا مي شود دنياي من،
اي كلامت بهترين اثبات عشق باتو ماندن آرزوي روياي من
راز عشق را در نگاهت باز کن
عشق من را در دلت آغاز کن
گر هوس کردی مرا در نزد خود
یک اس ام اس بده از ما یاد کن
کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...
گفتي که دگر در تو چنان حوصله اي نيست
گفتم که مرا دوست نداري گلهاي نيست
رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت ب
گذار بسوزد دل من مسئلهاي نيست
حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت کنم و تو تو چشام عشقو ببینی
اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده...
تو پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم بعدش دلتو پنچر کردم تا از دلم نري!
پاسخ نامه ام گل يخ دادي
هربار مرا وعده دوزخ دادي
يک بار برو کلاس خياطي عشق
شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي
خيال مي کردي قلب من تاب شکستن نداره منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته
سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي
نيست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود
تو چشمام نگاه کن ببين چه بيقرارم با هر نگاه هزاربار ميگم دوست دارم
لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانهتر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما ميخندد از پيله درآمديم و پروانه شديم
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من
اي كلامت بهترين اثبات عشق ، با تو ماندن آرزوي روياي من
منبع:http://www.sun-boyz.blogfa.com/
شب بهت اس ام اس دادم که بگم : دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوستت دارم قد آسمونی که اندازه نداره ...
من ریسمان عشق ترا پاره می کنم.شاید گره خورد و به تو نزدیکتر شوم
اگه خرابي خرابتم
اگه مستي شرابتم
اگه هستي كنارتم
اگه نيستي به يادتم
اگر باغ نگاهم پر ز خار است ، گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است.
عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد.
زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست.
شاد باش كه از شادي تو دلشادم ، تا تو شادي ز غم هر دو جهان آزادم ، لذت زندگي من همه خرسندي توست ، بي وفايم كه وفايت برود از يادم ...
رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن
به اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن...
پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارد
اين سينه نمي ميرد تا عشق تورا دارد.
اگه بگم خرابتم قول ميدي تعميرم كني؟
اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من
اي كلامت بهترين اثبات عشق ، با تو ماندن آرزوي روياي من
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانهتر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما ميخندد از پيله درآمديم و پروانه شديم
تو چشمام نگاه کن ببين چه بيقرارم با هر نگاه هزاربار ميگم دوست دارم
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي
نيست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود
خيال مي کردي قلب من تاب شکستن نداره منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته
در پاسخ نامه ام گل يخ دادي
هربار مرا وعده دوزخ دادي
يک بار برو کلاس خياطي عشق
شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي
تو پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم بعدش دلتو پنچر کردم تا از دلم نري!
هربار مرا وعده دوزخ دادي
يک بار برو کلاس خياطي عشق
شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي
تو پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم بعدش دلتو پنچر کردم تا از دلم نري!براي خواندن اس ام اس ها به ادامه مطلب برويد .
یه یارو میمیره میره اون دنیا ازش میپرسن چی شد که مردی ؟ میگه شیر خوردم میگن شیرش فاسد بود ؟ میگه نه گاوه یهو نشست
اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی .
اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم میرسیدن که دیگه نه لیلی لیلی بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسیدن نیست . عشق حسرت رسیدُنه
گلم نازم عسلم جیگرم شیرینم ملوسم خوشگلم با نمکم . . . تازه باحال هم هستم
در جایی بنویس :هیچ کس دو بار زندگی نکرد و روزی دو بار بخوان
چند تا ت*ک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمدیاش صلوات .
ت*که با کلید گوششو تمیز میکنه گردنش قفل میشه
میگن یه ماه تو آسمون یه فرشته رو زمین.عزیزم خسته نمیشی دو شیفت کار می کنی
چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ... ای کاش میدانستی بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست ...
میخوام به سردی شبهام بخندم... میخوام به پوچی فردام بخندم... وقتی میبینمت با دیگرونی... تو اوج گریه هام میخوام بخندم... میخوام داد بزنم تنهای تنهام... میخوام وقتی میگم تنهام بخندم
پیرزنه لخت میره جلوی شوهرش و میگه: حاجی، برات لباس عشق پوشیدم! پیرمرده میگه: دستتون درد نکنه حاجخانم، ولی کاشکی اتوش میکردی!به ترکه میگن چی شد که زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم
گویند غروب جایی است که آسمان زمین را می بوسد امشب برایت غروب میکنم اسمان من کجایی؟
خنده از لبهایم گریزد" اگر اشک از چشمهایم گریزد" اگر از گریه دریایی بسازم" اگر از خنده رویایی بسازم" لحظه ای از یاد تو دور نخواهم ماندازدواج سه دوره است :در 6 ماه اول مرد می گوید و زن می شنود در 6 ماه دوم زن می گوید و مرد می شنود در بقیه عمر هر دو می گویند و همسایه ها می شنوند
نقاشی تو را می کشم ولی به جای رنگ قرمز به قلب فلزی ات ضد زنگ می زنم ! تا از آسیب اشک هایم در امان باشد!!!
اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعییه روز مادرم منو نفرین کرد و گفت: الهی درد بی درمون بگیری. نفرینش گرفت و عاشق شدمغضنفر جلوی دبیرستان د*ترانه میافته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش
دروغ پسرانه : 1. خیلی میخوامت(ماشاالله پسرها همه رو میخوان) ?.همیشه به یادتم(مخصوصا موقع لالا) ?.تا اخرش با هاتم(ولی از یه نوع دیگش) ?.غیر تو به هیچکسی فکر نمیکنم(اره جون عمت) ?.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حین تلفن پشت خطی داشته باشی) ?.تا حالا با هیچ د*تری انقدر صمیمی نبودم(به جز خواهرم) ?.دوستت دارم(دروغ سال ?? )
اسبه زنگ میزنه سیرک میگه : آقا جون اونجا اسب استخدام نمی کنید ؟ میگن مگه شما چه هنری داری ؟ اسبه میگه بی شعور نمی بینی دارم حرف می زنم
بوسه اسم است...چون عمومی است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدی بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند بوسه ضمیر است...چون از قید انسان خارج نیست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل میکند.وقتی سرت رو رو شونه های کسی میگذاری که دوستش داری
بزرگترین آرامش دنیا رو تو خودت احساس میکنی و وقتی کسی که دوستش داری سرش رو رو شانه هات میذاره احساس می کنی قوی ترین موجود جهانی .
حس که پیدا شد عشق باریدن گرفت، هیچ میدانی رمز عاشق بودن هرکس فقط این است: ساده بودن، ساده دیدن، و ساده پذیرفتن...پس ساده میگویم، ساده...دوستت دارم .بسوزد خدمت سربازی که سوخت جگرم*** دوست دخترم مادر شد و من هنوز پسرم.با همه ی وجودم سرم رو روی شونه های مهربونت میزارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک می کنم !*رکه میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین ترکه رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش
تو را به اندازه وزن یک دایناسور دوست می دارم!
...
...
اما عجله نکن! چون به اندازه 64 میلیون سالی که منقرض شده اسکولت کردم!
از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری
گفتم به تو عاشقی مکن، کار تو نیست
بچه! تو هنوز شیر باید بخوری!از خدا پول خواستم، بانك داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا مي ترسم ازش تو رو بخوام، يه گله گوسفند بده!
هزار دستگاه 206، 100 دستگاه آپارتمان، اسکناس به ارتفاع برج میلاد، و میلیارها ریال جوایز نقدی...
فدای یک تار موی تو مادر!
عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر ساختند. (ویلیام شکسپیر)
اس ام اس خنده دار اس ام اس جديد اس ام اس دوستانه اس ام اس جوك جوك اس ام اس موبايل پيامك جديد اس ام اس موبايلي اس ام اس تبريك اس ام اس عاشقانه جديد
2 تیر: می دونی شکست عشقی یعنی چی؟
یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!
بار اول که نگاهم کردی فکر کردم عاشقی،... بار دوم فکر کردم دیوانه ای،... بار سوم فکر کردم دوستم داری... اما بعدها فهمیدم آدم ندیده ای!
: مرد عاشق تا وقتی ازدواج نکرده نا تمام است
و وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است!
: فال حافظ، نیت کن!
...
...
...
...
به جهنم گر غمت پایان ندارد
به درک گر سرت سامان ندارد
بخندم من به این دنیای فانی
که ضایع تر از این امکان ندارد
. . .
حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره!
(کلمه بخندم در بیت دوم در دیوان اصلی کلمه دیگری بود که من با توجه به اینکه خانواده از اینجا رد می شه یه کم تغییرش دادم... به هر حال مطمئنم اونقدر فکرتون منحرف هست که بتوید کلمه اصلی رو بدون راهنمایی من حدس بزنید!)SMS عاشقانه: آمازون با تمام درختاش... آسمون با تمام ستاره هاش... دنیا با تمام آدمهاش... بارون با تمام قطراتش
خلاصه اگر همه رو با هم جمع کنی، خیلی می شه!اس ام اس خنده دار اس ام اس جديد اس ام اس دوستانه اس ام اس جوك جوك اس ام اس موبايل پيامك جديد اس ام اس موبايلي اس ام اس تبريك اس ام اس عاشقانه جديد
فردا ماه گرفتگی شروع می شه. اگر منو گرفتن، تو مواظب خودت باش!
یه جوجه خروس دارم روزی 6 تا تخم می ذاره...
باور نمی کنی؟ بیا! اینم عکسش:
_=/.l.\=
_(^\/^)
.\{= =}/
_j-----L
این هم تخم هایی که می ذاره:
O O 0 O O 0
SMS عاشقانه مشهدی:
Love mashadi: medeni alan chi dust derom? Dust derom alan to einje bashi bad mo yevashaki biam kenaret ba yak lahne asheghena behet bogom: Pekh! yare netersi!
: یک فعل چند منظوره در لهجه شیرین مشهدی:
مو بوروم: من بروم.
مو بوروم: من می بُرم.
مو بوروم: من می بَرَم.
مو بوروم: من برنده می شوم.
مو بوروم: من مو بور هستم.
اس ام اس خنده دار اس ام اس جديد اس ام اس دوستانه اس ام اس جوك جوك اس ام اس موبايل پيامك جديد اس ام اس موبايلي اس ام اس تبريك اس ام اس عاشقانه جديد
به اندازه تمام روزهای زندگیم دوستت دارم
- نوزاد سقط شده
(احتمالا مخصوص نیمه شب:)
یه روز... هه هه
یه روز... هه هه هه
یه روز یه ترکه... هه هه هه
ببخشید الان خنده ام می گیره بعدا برات تعریف می کنم!
morning or night you are light
big or small you are all
young or old you are gold
far or near you are dear
در پاسخ نامه ام گل یخ دادی هربار مرا وعده دوزخ دادی یک بار برو کلاس خیاطی عشق شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی
.................
بچه که بودم از خدا میخواستم که به من یک دوچرخه بدهد بزرگ که شدم دیدم فایده ندارد گفتم یک دوچرخه بدزدم و بعد از خدا بخواهم که مرا ببخشد.
.................
من بی پناهم تو بی گناهی - دل به تو دادم ، چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر - نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی ، من بد کشیدم - آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ، من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم
.................
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
.................
كسی كه دو بار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند
.................
بر خاك بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حكایت سختی نیست. از پاكی اشكهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
.................
چه اسارت بی افتخاری است در بند حرف این و آن بودن
.................
آسانترین کار دنیا اینست که تو خودت باشی و سخت ترین کار دنیا اینست که تو آنی باشی که دیگران از تو انتظار دارند!
.................
قلبت رو خالی نگه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ..... زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز دارم
.................
از چارلی چاپلین می پرسند : خوشبختی چیه ؟ میگه خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدیه
.................
قانون 23 نیوتن :
در پسرها هرگز عشق از بین نمی رود، فقط از دختری به دختر دیگر انتقال می یابد !
.................
سخت ترین سوال کنکور 86 : احمدی نژاد در کدام موقعیت کاپشن به تن ندارد ؟ الف ) هوای بارانی ب ) هوای آفتابی ج ) هوای ابری د ) تمام موارد درست است
.................
عشق مانند عابری است كه گاه خود را به كوری میزند تا تو از خیابان عبورش دهی بی انكه بدانی عبورت داد
.................
تیکه ی جدید پسرها به دخترها: این روزها همه از من شماره می خواهند شما چطور
.................
آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگه جایی برای جسدم نیست
.................
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری
.................
زندکی گل زردی است به نام غم فریاد عاشقی است به نام محبت مروارید گران بهایی است به اشک دوستی دو معشوق است به نام عشق
.................
اگر میدانستی که چه طعمی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی که چرا تنهایی
.................
خوشبختی داشتن دوست داشتنیها نیست! دوست داشتن داشتنیهاست
عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
گريه کردم تورو تو اشکم ديدم، اشکمو پاک کردم تا کسی تورو تو اشکم نبينه
دنبال کسي نباش که بتوني بااون زندگي کني بلکه به دنبال کسي باش که بدون اون نتوني زندگي کني
هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت
غم با همه نامرديش هر شب به ما سر ميزند اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا.
اس ام اس عاشقانه
فردا یکی از عکساتو بردار بیار میخوایمک ورق بازی کنیم آس دلمون گم شده
اس ام اس عاشقانه
یکی بود یکی نبود / زیر این سقف کبود /یه غریب آشنا /دل و جونمو ربود / اینجوری نگام نکن /گل یاس مهربون /اون غریبه خودتی همیشه با من بمون
اس ام اس عاشقانه
قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره
اس ام اس عاشقانه
محبت تنها هديه ای است که احتياج به بسته بندی ندارد
به یارو میگن با آنجلس جمله بساز میگه دستشویی مردانه آنجلس !
اس ام اس عاشقانه
اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت
اس ام اس ضد حال
امروز روز جهانیه پوکیه استخوانه ! کله پوک روزت مبارک
اس ام اس عاشقانه
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم که رنگم شده زرد
تو عاشق کيستي که هم رنگ منی
اس ام اس جالب
میدونی اگر توی یک جیبت 80.000 تومان و توی یک جیبت یه چک پول باشه چه اتفاقی میفته؟ بابات داد میزنه ! پدر سوخته! چرا شلوار منو پوشیدی ؟!
اس ام اس جالب
دوست د*تر تر*ه بهش میگه : اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه تر*ه میگه انقدر پلک
نزن صدات قطع و وصل میشه
مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم
سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم
تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود
تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی
اندیشیدن به پایان هر چیزشیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز
من برنده ام ... چون نجواهایم را به ترانه های ماندگارتبدیل می کنم.
دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون ازدل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه
هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند
اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.
آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود.
درازترین سفربا یک گام برداشتن آغاز می شود.
باران را دوست دارم ، چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید. این فاصله را با تمام عشق طی می کند تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد.
جایی در پشت ذهنت ، به خاطربسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست.
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
تقديم به انكه قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بركند پوست
تازه گیا طلا شدی ، گم شدی کیمیا شدی
دیگه اس ام اس نمی زنی عین غریبه ها شدی!
یکی محبت میکنه یکی ناز میکنه اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه
اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست
دوست های واقعی مثل صبح میمونن نمیشه تموم روز داشتشون ولی مطمئنی
که فردا،هفته ی بعد،ماه بعد،سال بعد….. تا ابد هستند.
ازم پرسيد: دوستم داري؟ گفتم آره…گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا…اشك تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتي كه خدا از همه چيز به ما نزديك تره .
موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه
دوست دارم شبی را با غمت سر کنم ….. دفتری از اشک چشمهایم تر کنم …. نام آن دفتر کنم دیوان عشق ….. عشق را عنوان آن دفتر کنم
میدونی اس ام اس خالی یعنی چی؟
یعنی به یادتم ولی حرفی واسه گفتن ندارم!
فراموش کردن کسی که دوستش داری ، مثل به خاطر آوردن کسی یه که هرگز نمی شناسیش
دفتري که بسته شد بازش نکنيد دلي که شکسته شد نازش نکنيد ياران شما را به خدا به عشق بيوفائي نکنيد يا اين که وفا کنيد تا آخر عمر يا اين که از اول آشنائي نکنيد
خدايا! به من رفيقی بده که با من گريه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پيدا خواهم کرد
ظریفی سن جوانکی را پرسید.جوانک پاسخ داد:20 سال دارم.ظریف گفت: اشتباه می کنی فرزند.بگو 20 سال را دیگر ندارم
هر كس بد ما به خلق گوید *** ما دل به غمش نمی سپاریم
ما خوبی او به خلق گوییم *** تا هر دو دروغ گفته باشیم
من صفرم تو 2….با تو 20 ام….بی تو نیستم
انالله و انا الیه راجعون
فرستنده این پیام از دوریتان جان داد
اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم، اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ، اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم.؟؟
دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن
زندگي آن قدر عجيب نيست که شما تصور مي کنيد زندگي آن قدر عجيب است که شما نمي توانيد تصور کنيد
مي دوني چرا رنگ غروب سرخه ؟ جون خورشيد وقتي مي بينه من و تو همديگرو دوست داريم اتيش مي گيره
چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه
هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم
ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن. این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره. اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست
عمیق ترین درد زندگی ، مردن نیست. بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیا موزی.
دريا باش كه اگر كسي سنگي به سويت پرتاب كرد سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوی…
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواد.
دست خودم نیست اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای به خدا بدان که این دست خودم نیست! اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست! دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
منبع:http://www.sun-boyz.blogfa.com/
بهار با تمام وجودم دوستت
خواهم داشت گل نازم.
امیر حسین ۱۱/۲/۸۷
*بالاخره يه روز پرينت قلبمو ميگيرم تا باورت شه با هر نفسم 100 بار ميگم دوست دارم
*زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که:با لبخندت زندگی می کنن.از نفست آرام می گیرندوبه امیدت زنده هستند
*کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
*عشق مثل ساعت شني ميمونه قلب پر ميكنه عقل خالي
*غمگينترين لحظات را از سوي كس تجربه ميكني كه شيرينترين خاطرات را با او داشتي
*پس از مرگم تو اي زيبا نگارم بيا با جمع ياران بر مزارم سرت خم كن بزن يك بوسه بر خاك كه در زير خاكم چشم انتظارم
*ميدوني فرق تو با يانگوم چيه؟ يانگوم جواهري در قصر بود ولي تو قصر جواهري
*فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست
*خون که قرمزه رنگ عشقه / اما اشک که بيرنگه درد عشقه
*دوثت دارم دوصت دارم دوسط دارم دوثط دارم دوصط دارم دوست دارم. خلاصه همه جوره دوست دارم...
*عمري با غم عشقت نشستم... به تو پيوستم واز خود گسستم ... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
*قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . .
*نميگم دوستت دارم نميگم عاشقتم ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست .
*در انتظار کسي باش که مايل باشد حتي در زماني که در ساده ترين لباس هستي،تو را به دنيا نشان دهد
*تو میروی و من فقط نگاهت میکنم، تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم، بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است.
*جاده خوشبختي در دست تعمير است دور بزن اين اسمش تقديره
* کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود / و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود.
*ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه
*بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد
*اولين کسي که عاشقش ميشي دلتو ميش***ه و ميره . دومين کسي رو که دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره . بعدش مياي ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميش***ي که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يکي ديگه ... اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه و عشقي وجود نخواهد داشت .
*هروقت از کسي جدا شدي بهش بگو براي هميشه خداحافظ هرچند با اين کار قلب او را ميشکني واورا نارحت ميکني ولي از انتظار نجاتش ميدهي
* سيب مي افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ي زمين هستي
*محبت مثل سکه ممونه که اگه افتاد تو قلک قلبت دیگه درنمیاد مگر اینکه قلک را بشکنی
*گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده بان رو محکم گرفته که ما نیفتیم
*بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبی خون حجم تو را پیشبینی نمی کرد.نازم به نازکسی که به نازش ننازد.
*عشق ، یعنی … عشق یعنی مستی دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
*آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم ...
*اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم
*زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !
*عشق يعنی : چون خورشيد، تابيدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست .
*لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی
*در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي
*عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .
*اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوستش داري!
*ای که دور از من و یاد منی....با خبر باش که دنیای منی شادیت شادی من...غصه ات غصه ی من قلب من خانه تو...خانه ات قبله ی من
*یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن؟ رفتم و بزرگ شدم... آنقدر بزرگ شدم که یادم رفت دوستت داشته باشم.
*براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است و قيمت اشک عشق
*صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم
*اگر روزی مردم ، تابوتم را سیاه کنید ، تا همه بدانند سیاه بخت بودم ، روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای دوستدارانم برایم گریه کند ، چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار دوستدارانم بوده ام ، ودستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم ...
*۱=۲-۳ قلب که همیشه برای تو می تپه ۷=۴+۳ روز هفته که دلم برات تنگه ۱۲=۵+۷ ماه سال که تو را از خدا می خوام . . .
*یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او هرگز نمی داند ، نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم ، ولی افسوس که او هرگز نمی داند ، به برگ گل نوشتم من که اورا دوست می دارم ، ولی افسوس ............ ولی افسوس ، او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند ...
*انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست ، انتخاب با خودته ! تا ابد دور خودت بچرخی يا تا بی نهايت ادامه بدی . . .
* هرگاه قادر به شمردن قطرات باران شدی آنگاه خواهی فهميد كه چقدر دوستت دارم
*در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد.
*زندگی مثل یک دیکته است هی غلط می نویسیم هی پاک می کنیم ، غافل از اینکه اجل یک دفعه داد می زنه برگه ها بالا وقت تموم شد ...
* کاش تو سیب بودی و من چاقو تا بهانه ای میشد که دورت بگردم
*بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
*افسرده و دلتنگ چرا مثل مني من عاشق اويم که رنگم شده زرد تو عاشق کيستي که هم رنگ منی
*اگر مثل يک اشک در چشمام باشي ، واسه موندنت هيچ وقت گريه نميکنم
*يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه يادبگيري كه هميشه به يادتم
* الهي چوب بشي، تا پشمك بشم دورت بگردم!
*نازکتر از بلورم نرمتر از حریر اگر قصد شکستن داری سنگ بی انصافیست یک تلنگر کافیست.
*روزگاریست در این کوچه گرفتار توام باخبر باش که در حسرت دیدار توام گفته بودی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توام
*قوري زقلم قلم زقوري تو عشق مني گوگولي مه گولي
*ديدم كه تو دريايي و من رود شدم در وسعت چشمان تو محدود شدم آن روز كه در آتش عشق افتادم سر سبز تر از آتش نمرود شدم
*اعتقاد راسخ دارم که عشق تکیه گاه جهان است"زنذگی انجاست که عشق است"زندگی بی عشق مرگ است
*ميخواستم شمع باشم و تا آخر عمر به پات بسوزم، ولي نامرد اديسون، برق رو اختراع كرد!
*هميشه نگاهي رو باور كن كه وقتي ازش دور شدي، در انتظارت بمونه!
*پرسيد: عشق چيست؟ گفتم: آتش است، پرسيد: مگر آن را ديدهاي؟ گفتم: نه، در آن سوختهام!
*تا حالا كفشهات رو نگاه كردي؟ دو تا عاشق، دو تا همراه كه بدون هم ميميرند!
*جاي اينکه از گل ها شکايت کنيم که چرا خار دارند بيائيم از خارها تشکر کنيم که گل دارند
*كاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميكنه و وقتي چشمت گريه مي كنه دستت اشكشو پاك مي كنه
*و اينک سفره دلها ميگشاييم*** دل را صفا داده و نفس را جلا***صداي ملکوتي اذان فضاي خانه را فرا ميگيرد***دستها اماده وضو و قلبها در تپش مهر الهي ***و چشمها خيره به ستارگان اسمان ***و اينک ماه خدا ماهي که من تو و او به مهمانيش خواهيم رفت***ضيافت الهي بر تمامي شيعيان مبارک
*همیشه برای کسی بخند که میدونی بخاطر تو شاد میشه ... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری واشک میریزی برات اشک میریزه.... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت داشته باشه.
*بچه ها شوخي شوخي به گنجيشكا سنگ ميزنن ولي گنجيشكا جدي جدي ميميرن آدما شوخي شوخي به هم زخم ميزنن ولي قلبها جدي جدي ميشكنن تو شوخي شوخي به من لبخند زدي ولي من جدي جدي عاشقت شدم تو هم يه روز شوخي شوخي تنهام ميزاري منم جدي جدي بي تو ميميرم
*می دانی فرق هنرعشق وهنرشمشیرچیست؟ شمشیر یکی رادوتا میکند ولی عشق دوتارا یکی.
*بهتر است غرورتان را به خاطر كسي كه دوستش داريد از دست بدهيد تا اينكه او را به خاطر غرورتان
*مي دوني چرا همه ستاره ها بالاي سرت جمع شدن؟ براي اينكه دنيا فقط يه ماه داره، اونم تويي.
*گفتي دور منو خط بكش... كشيدم... حالا تو در محاصره مني!
*پروانه اغلب فراموش می کند که روزی کرم بوده است
*تلاش برای خشنود سازی همه ی آدم ها، کلید همه ی شکست هاست
*تو اين دنيا همه نامردن كسي به كسي رحم نميكنه پس دعا كن كسي كه ماله تو بهت رحم كنه
*گاهی وقتها چشمام به قلبم حسودی می کنن. می دونی چرا؟ چون تو همیشه تو قلبمی ولی از چشمام دوری...
* بس كه ديوار دلم كوتاه است / هر كه از كوچه تنهايي ما ميگذرد / به هواي هوسي هم كه شده / سركي ميكشد و ميگذرد!
*اگر بخواهيم قيچي به كلمات بزنيم، لطف مطلب از بين ميرود، به همين خاطر از كليه بازديدكنندگان عزيز به خاطر «صراحت كلمات» عذرخواهي ميشود.
*جاي اينکه از گل ها شکايت کنيم که چرا خار دارند بيائيم از خارها تشکر کنيم که گل دارند
*كاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميكنه و وقتي چشمت گريه مي كنه دستت اشكشو پاك مي كنه
*و اينک سفره دلها ميگشاييم*** دل را صفا داده و نفس را جلا***صداي ملکوتي اذان فضاي خانه را فرا ميگيرد***دستها اماده وضو و قلبها در تپش مهر الهي ***و چشمها خيره به ستارگان اسمان ***و اينک ماه خدا ماهي که من تو و او به مهمانيش خواهيم رفت***ضيافت الهي بر تمامي شيعيان مبارک
*همیشه برای کسی بخند که میدونی بخاطر تو شاد میشه ... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری واشک میریزی برات اشک میریزه.... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت داشته باشه.
*بچه ها شوخي شوخي به گنجيشكا سنگ ميزنن ولي گنجيشكا جدي جدي ميميرن آدما شوخي شوخي به هم زخم ميزنن ولي قلبها جدي جدي ميشكنن تو شوخي شوخي به من لبخند زدي ولي من جدي جدي عاشقت شدم تو هم يه روز شوخي شوخي تنهام ميزاري منم جدي جدي بي تو ميميرم
*می دانی فرق هنرعشق وهنرشمشیرچیست؟ شمشیر یکی رادوتا میکند ولی عشق دوتارا یکی.
*بهتر است غرورتان را به خاطر كسي كه دوستش داريد از دست بدهيد تا اينكه او را به خاطر غرورتان
*مي دوني چرا همه ستاره ها بالاي سرت جمع شدن؟ براي اينكه دنيا فقط يه ماه داره، اونم تويي.
*گفتي دور منو خط بكش... كشيدم... حالا تو در محاصره مني!
*پروانه اغلب فراموش می کند که روزی کرم بوده است
*تلاش برای خشنود سازی همه ی آدم ها، کلید همه ی شکست هاست
*تو اين دنيا همه نامردن كسي به كسي رحم نميكنه پس دعا كن كسي كه ماله تو بهت رحم كنه
*گاهی وقتها چشمام به قلبم حسودی می کنن. می دونی چرا؟ چون تو همیشه تو قلبمی ولی از چشمام دوری...
* بس كه ديوار دلم كوتاه است / هر كه از كوچه تنهايي ما ميگذرد / به هواي هوسي هم كه شده / سركي ميكشد و ميگذرد!
*اگر بخواهيم قيچي به كلمات بزنيم، لطف مطلب از بين ميرود، به همين خاطر از كليه بازديدكنندگان عزيز به خاطر «صراحت كلمات» عذرخواهي ميشود.
منبع:http://www.sun-boyz.blogfa.com/
* دوستت دارم'' به تمام زبانهای دنیا : به زبان ایتالیایی : Ti Amo به زبان یونانی : S'ayapo philo Su به زبان روسی : Ya vas liubli به زبان پرتقالی : Amo - te به زبان فارسی : Dooset Daram به زبان آلمانی : Ich liebe dich به زبان اسپانیایی : Te quiero به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho به زبان فرانسه : Je t'aime به زبان ارمنی : Jiroum em kez به زبان انگلیسی : I Love You به زبان ترکی : Seni seviyo rum به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn به زبان برزیلی : Eu te arno به زبان هلندی : Ik hou van jou به زبان عربی : Ohebbak
*کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد در میان لحظه ها ! لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
*قياس نكن عزيزم.در مقايسه هميشه بهتر پيدا ميشود.دارو باش نه داروغه
*جرم نکن جرم کردي اعتراف بکن اعتراف کردي نامردي نکن نامردي کردي زندگي نکن
*مرگ آن نيست كه در قبر سياه دفن شوم / مرگ آن است كه از خاطر تو با همه خاطرهها محو شوم
*ديوانه بمانيد اما مانند عاقلان رفتار كنيد،خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد كه بدون جلب توجه متفاوت باشيد...
*عشق یک حادثه است و جدایی یک قانون پس بیا حادثه ساز و قانون شکن باشیم
*تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست که ارزوي تو پيداست .من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست
*در مكتب ما رسم فراموشي نيست / در مسلخ ما عشق هم آغوشي نيست / مهر تو گر به هستي ما افتاد / هرگز به سرش خيال خاموشي نيست
*هرگاه دفتر محبت را ورق زدي، هرگاه زير پايت خشخش برگها را احساس كردي، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره خاموش ديدي، براي يك بار در گوشهاي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير!
*اگر C=3 - B=2 - A=1 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . و بالاخره Z=26 آنوقت L+O+V+E=54 و F+R+I+E+N+D+S+H+I+P=108 و جالبه كه «دوستي» دو برابر «عشق» است
*كريستال، حشيش، ترياك، هروئين، شيشه، ويسكي، آبجو، كنياك، ناس، گراس، ودكا . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . همه اينها رو ميشه ترك كرد ولي تو رو نميشه ترك كرد، معتادتيم!
*در 4 جا 4 چیزو خیلی دوست دارم: 1)تو آسمون خدارو 2)تو زمین خودمو 3)تو خودم قلبمو 4)تو قلبم تو رو
* نميدانم تا كدامين طلوع خوام ماند و در كدامين غروب خواهم رفت اما دوست دارم تا آخرين لحظه بودنم تو را . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . سر كار بزارم!
*اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچهتو بگيره، مثل سوسك ازت بالا بره، مثل انگل تو وجودت باشه، مثل عقرب نيشت بزنه و مثل اساماس هميشه واست بياد!
*تو + عشق = زندگي، زندگي + تو = آرامش، من - تو = ديوانگي، ديوانگي + عشق = تو، زندگي - تو = مرگ!
*از كساني كه مسيج جديد ندارند، بوس هم ميپذيريم. آدرس ما: دبيليو، دبيليو، دبيليو، داد داد، نداد، به زور ميگيريم دات كام!
* میدوني فرق تو با ماه چيه؟ ماه فقط شبا اونم شباي بدون برف و بارون زيباست، ولي تو چه شب باشه چه روز، چه برف باشه چه بارون، هميشه زيبايي!
*خوشبختترين آدم دنيا . . . . . . . . . . . . . . تو . . . . . . . . . . . . . . تو . . . . . . . . . . . . . . تو . . . . . . . . . . . . . . تو نيستي، اونيه كه تو رو داره!
* در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم . اصلا به تو افتاد مسيرم كه بميرم. يا چشم بپوش از من و از خويش برانم . يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم
*2-3=1 قلب كه براي تي ميطپه، 1+1=2 چشم كه هميشه منتظره، 3+4=7 روز هفته كه دلم برات تنگ ميشه، 7+5=12 ماه سال كه تو رو از خدا ميخوام!
* يه سلام آلبالويي به تو كه خيلي هلويي، يه سلام توتفرنگي به تو كه خيلي قشنگي، يه سلام پرتقالي به تو كه خيلي باحالي!
*هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
*پنج راه عزيزتر شدن: . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . تو كه عزيزتريني، دنبال چي ميگردي؟
*عشق مانند زندگي است كه با نگاهي شروع ميشود....با لبخندي اوج ميگيردو بالاخره با قطره ي اشكي به پايان
*نبودن هیچگاه به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست
* نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كوير و ميداني كه كوير بدون باران زنده است!
*عشق رو Add كن، غم رو Del كن، براي غرور Off بزار، دروغ رو Hack كن، از انسانيت Copy بگير، حالا واسه عزيزترين كست Send كن!
*----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....Eino befrest ta berese daste eshghet.berese daste oni ke dosesh dari , shayad onam toro dost dashto vasat ferestad
*هر وقت دلتنگت ميشم ميام پشت قلبت و هي در ميزنم، پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده!
*اگه نيوتون قبل از مرگش چشماي تو رو ديده بود معناي حقيقي جاذبه را مي فهميد
*زيباترين گل با اولين باد پاييز پرپر ميشه، باوفاترين دوست هم يه روز بيوفا ميشه، پرپر شدن از گل نيست، از پاييزه، بيوفا شدن هم از دوست نيست، از روزگاره!
*روي تو يه حساب ديگه ميكردم، ناراحت نشو ولي تازه ميفهمم مردم راست ميگن كه تو آدم دورويي هستي . . . . . . . . . . . . . يه روت ماه . . . . . . . . . . . . . يه روت گل . . . . . . . . . . . . . يكي از يكي قشنگتر!
*آن چه زيباست عزيز نيست، آنچه عزيز است زيبا نيست، پس تو عزيزتريني!
* دوست ندارم به اندازه دريا، چون يه روز خشك ميشه، دوست ندارم به اندازه خورشيد، چون شبها نورش كم ميشه، دوست دارم به اندازه روت كه هيچ وقت كم نميشه!
*ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي منی
*وقتی خاطره های آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اونی تنگ ميشه که نميتونی عکسشو به ديوار بزنی.
* اين مسيج رو براي سه نفر بفرست: بهترين دوستت، عزيزترين كست، نفست، بعد بشين فكر كن ببين تو كدوم يكي بودي كه من اين مسيج رو برات فرستادم!
* بعضي ها ميگويند ما حوصله ي عاشقي را نداريم ولي انها نميدونن خدا با چه عشقي جهان و انسانها را به وجود اورد و انسان با چه عشقي براي معشوقش كار ميكنه و دريا با چه عشقي خودشو به ساحل ميرسونه تا ساحل براي يه بارم شده بوسش كنه.
*اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
*از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد........ بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند و گنجشکها جدی جدی میمیرند آدمها شوخی شوخی خم میزنند و قلب ها جدی جدی میشکنند و تو شوخی شوخی لبخند میزنی و من جدی جدی عاشق میشوم
*زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
*ازش پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت به اندازه شكوفههاي بهاري. و چه راست ميگفت چون شكوفههاي بهاري مهمون دو روز بودن
*وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته!!!
*لذتی که در جدایی هست در وصال نیست در جدایی شوق وصال است اما در وصال ترس از جدایی؟؟
* دوستی مثل ایستادن رویه سیمان خیس میمونه هر چه بیشتر بمونی رفتنت سختر میشه و اگر رفتی جای پاهات برای همیشه میمونه///
*محبت رو از زمانی آموختم که یک کودک می خواست با تنها آبنبات چوب اش آب شور دریا رو شیرین کند
*بزرگترين آرزويم اين بود که کوچيکترين آرزوي تو باشم
*هر وقت بارون مياد دستتو بگير زير بارون هر چنتا قطرهء بارون گرفتي تو منو دوست داري و هر چنتا که نگرفتي من تورو دوست دارم
*اندازه يه قابلمه.......... با هر چي لب تو عالمه...... مي بوسمت يه عالمه...........
*جنگل خودش را با درخت تعريف مي کند دريا خودش را با آب کوه خودش را با سنگ من خودم را با تو
*ميدونی فرق تو با عزراييل چيه ؟؟؟؟ . . . . . عزراييلو ببينم ميميرم ، تورو نبينم ميميرم
* وقتی هستی نيستم وقتی نيستی هستم وقتی هستم نيستی وقتی نيستم هستی ای همه ی نيست شده ی هستي هستي من، نيست ميشود وقتی تو نيستی
*ای کاش ميديدم چيست؟ آنچه از چشم تو تا عمقه وجودم جاريست
*خدایا وفای بی وفایان کرده پیرم#برم یاره وفاداری بگیرم@اگر یاروفاذاری ندیدم@سر قبر وفا داران بمیرم
*از فرش فروشی مزاحمتون میشم اجازه میدین دلمو فرش زیر پاتون کنم تا هیچ جا جز دل من پا نذارین؟
*ميدوني آدما بين« الف» تا «ي» قرار دارند.بعضي ها مثل «ب» برات مي ميرند، مثل « د» دوستت دارند، مثل« ع»عاشقت ميشوند،مثل «م» منتظر مي مونند تا يک روز مثل «ي» يارت بشن
*گر نيايی تا قيامت انتظارت می کشم / منت عشق از نگاه پر شرابت میکشم / ناز چندين سالهی چشم خمارت میکشم / تا نفس باقيست اينجا انتظارت میکشم!
*اگه ديدي تو آسمون هيچ ستارهاي نيست نارحت نشو، خودم حاضرم تا صبح برات چشمك بزنم تا بشم تك ستاره دلت!
*قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تو رو جداگانه دوست داره!
*صداتو برام sms كن، با نگاهت برام miss بنداز، با قلبت بهم زنگ بزن.
*اگر ده تا گل گرفتي دستت و رفتي جلوي آينه و يازدهتا گل قشنگ ديدي، اصلا تعجب نكن، چون اين نشون ميده كه هم كوري، هم خنگي و هم دچار توهم شدي
*کاشکی تو اتیش بودی من سرخپوست تا همیشه دورت میگشتم
* خدايا به هر كس كه دوستش ميداري بياموز كه مسيج پانزده تومان است و به هر كس كه بيشتر دوست ميداري بياموز كه ارزش دوست بيشتر از پانزده تومان است!
*موبايلم حالش بده، نورش كم شده، شارژ نداره، كليدش كار نميكنه، رنگش پريده، ميدوني چرا؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . آخه «اينباكسش» بدجوري هواتو كرده!
*ای که دور از من و یاد منی** با خبر باش که دنیای منی** شادیت شادی من** غصه ات غصه ی من** قلب من خانه تو** خانه ات قبله ی من**
*اگه تونستی پر کلاغها رو سفید کنی، برف رو سیاه کنی، یه بوسه به آتش بزنی، یه نفس عمیق زیر آب بکشی، اون موقع من میتونم تو رو فراموش کنم!
*پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت / بيچاره از اين عشق سوختن آموخت / فرق منو پروانه در اينست / پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
*معرفت هم مثل سيمرغ افسانه شد
*بايد سکه بيندازيم، اگر شير آمد: ترديد نکن که دوستت دارم، اگر خط آمد: مطمئن باش دوستدارت هستم، صبر کن سکه بيندازيم، اگر دوستت نداشتم، آن وقت برو.
*جدید ترین جمله عاشقانه : بنزین نگاهت رو برای قلبم سهمیه بندی نکن
*ميدوني كي بهت ميگن عاشق؟وقتي كه زير بارون براي يارت مثل چتر باشي
*عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز، با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش
*نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد
* شايد کسي رو که باهاش خنديدي يه روزي فراموش کني ولي کسي رو که به خاطرش گريه کردي هيچوقت فراموش نميکني
*زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست عشق ان نیست که درکنارش باشی عشق آن است که به يادش باشي
*بلوتوث قلبت رو روشن کن می خوام تمام وجودمو برات سند کنم . . . . ها ها ها ویروس داشت الان می میری ....!
منبع:http://www.sun-boyz.blogfa.com/
))توجه ((
))توجه ((
100000 دستگاه ريو
10000 كيلومتر اسكناس
1000 صندوق طلا
100 دستگاه آپارتمان
فداي يك دوست خوب مثل تو.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو خيلي ميفهمي ،تو خيلي باهوشي باهوش ... ميفهمي ....تو خيلي ...با هوشي ....اس ام اس تلقيني براي منگلها.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من از اداره برق مزاحمتون ميشم شما شاكي خصوصي داريد،چون برق چشاتون يه نفرو كشته .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ببخشيد من از اداره گاز مزاحمتون مشم ،اجازه ميديد از لپتون گاز بگيرم ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
يه گنجشكه با موتور تصادف ميكنه از هوش ميره ،وقتي به هوش مياد ميبينه تو قفسه ،تو سرش ميكوبه ميگه بيچاره شدم ،موتوريرو كشتم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز روز جهانيه ميراث فرهنگيه ،عتيقه روزت مبارك .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بي تو نه كار دنيا لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ،نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه ،اما من دلم برات تنگ ميشه .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از من پرسيد منو دوست داري يا زندگيتو ؟ جواب دادم زندگيمو گريه كرد رفت اما نميدونست اون زندگيه منه .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه يه پير مرد تپل تورو دزديد انداختت توي گوني نترس چون من از پاپا نوئل تو رو خواستم .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ذغتالاتلرارات لاتلاتذذ
2142442ا تته8678غ9 908- ؛؛::
؛:؛تا نتا تنا تنان
= اينو فرستادم مشغوا باشي تا دست تو دماغت نكني .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتي كه ماهيها عاشق ميشن ،زمانيكه اسبا مست ميشن و لاكپشتها پرواز ميكنن ،چه اشكالي داره ميمونها اس ام اس بخونن .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه دوست داري عميقترين طولاني ترين و قويترين بوس دنيا رو تجربه كني بيا پيش خودم تا لباتو بذارم رو لوله جارو برقي .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غوره نشده تيرگي زندگاني و بدي دوران تو رو مويزت كرده .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انگشت شصتتو بذار روي بند اول انگشت ثبابت
(گذاشتي؟)
بذار
دلم برات اينقدر شده .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هه هه هه .گول خوردي اس ام اس نبيدم وجدان مبايلت بيدم فقط وخاستم منو از جيبت در وياري تا كمي هوا وخورم جيگر.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مثل كلنگي كه به سر فيل ميكوبن تا ياد هندوستان نكنه بايد تورو زد و آدم كرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر وقت حس كردي همه دنيا روت بسته شده و دلت پر از غمه ،دستاتو تا جائيكه ميتوني رو به آسمون بلند كن و با همه توانت بزن تو سرت .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به اندازه تمام سلولهاي بدنم دوستت دارم (قربانت ـتك سلولي ).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چشماي تو مثل درياست اجازه ميدي جورابامو توش بشورم ؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به اندازه موهاي سرم دوستت دارم ،به اندازه موهاي نريخته ام عاشقتم ،به مقدار دفعه هايي كه شونه كردم بهت وفادارم . شناختي .....منم منم ؛حسن كچل .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لال شوم ،كور شوم ،كر شوم ،ليك محال است كه من خر شوم .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شما خوشگلترين ،خوش تيپترين ،با كلاسترين و باحالترين آدم روي زمين هستيد (اينم هندونه شب يلدا).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شنيدم از قصابي عباس آقا يه جيگر دزديدن نگرانت شدم .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه ديدي 100نفردوستت دارن يكيش منم .اگه 10نفر دوستت دارن يكيش منم اگه 1 نفر دوستت داره اون يكي منم اگه ديدي كسي دوستت نداره بدون من مردم .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ديگه اظهار وجودي نميكني جاي نكبتت خيلي خاليه .
منبع:http://www.sun-boyz.blogfa.com/
منبع:http://www.sun-boyz.blogfa.com/